تبليغاتX
هواداران برانجلینا

  درباره یه پست پرکار حرف زده بودم.این پست هم اون نیست.اخه ایندفعه هم عکس جدید داشتیم هم یه موضوعی که بهش بپردازیم.قول اون پست رو برای هر زمان که عکس و خبر جدیدی نباشه بهتون میدم(و به عکس های قدیمی خانوادگی انجلینا و این طور مسائل خواهیم پرداخت).

خبر اول اینکه یادتونه زمانی که انجلینا درگیر پروژه جدیدش بود برد کلاس های دوره جدید اموزش خلبانی رو شروع کرد؟حالا انجلینا که این روزها وقت ازاد کافی داره دوره جدید کلاس پرواز رو شروع کرده.جالب اینجاست که در دومین روزی که انجلینا به کلاس پرواز رفت شیلو و زهارا رو هم با خودش برای پرواز برد!(عکس های زیر مربوط به صبح دیروزه)

           

          

اما امروز یه عنوان خاص هم داره.امروز روز تولد ناکس و ویوین دوقلوهای برانجلیناست.درست یک سال پیش در چنین روزی یعنی ۱۲ جولای این دو تا کوچولو متولد شدند.حالا یک سال از اون روز گذشته و ناکس و ویوین یک ساله شدند.حالا همه میدونند برد و انجی حساسیت خاصی روی دوقلوها دارن و وقت زیادی برای اون ها صرف می کنند.همین حساسیت هم باعث شده که تا امروز فقط دو سری عکس از ناکس و ویو منتشر بشه

۱۷ روز بعد از تولد بچه ها برانجلینا عکس های اون ها رو در اختیار دو مجله HELLO و PEOPLE قرار دادند.با هر دو مجله مصاحبه های جالبی هم داشتند که فکر کردم خواندن اون ها خالی از لطف نیست.این مصاحبه برد و انجی با مجله HELLO است.(برای زنده کردن حس و حال یک سال پیش عکس های اسکن شده گذاشتم،درست مثل اولین سری عکسی که منتشر شد):

                               

این همون عکس هایی است که منتظرش بودید

درست سه هفته بعد از تولد ناکس لئون و ویوین مارچلین اونا به واسطه مجله هلو در اختیار شماست

شما می تونید از زندگی این خانواده هشت نفره  بخونید.از روزهای زیبای این خانواده در همین شماره

   

 

برد- انجی- مادوکس- پاکس تین- زاهارا- شیلو بعد از اومدن دوقلوها چطور زندگی ی کنند:

 

در یک صبح تابستانی وارد خونه ای شدم که این بار از همیشه شلوغ تر بود.مثل این بود که در اون خونه یه اتفاقی افتاده باشه و همه چیز به هم خورده باشه. انجی خودش گفت : " خونه پر از بی نظمی شده اما ما اونو مدیریت می کنیم و لحظات فوق العاده ای داریم "

برد برای شوخی اضافه میکنه: "هنوز تو خونه جا داریم.فقط  برای راه رفتن"

وسایل بازی  بچه ها این طرف و اون طرف افتاده انجلینا می گه: "بچه ها حسابی از این موقعیت استفاده می کنند.پسرها بیشتر از همیشه شیطنت می کنند"                   

اما یه فرق دیگه ای هم بود.فضای خانه بی اندازه صمیمی و شاد بود.برد و انجلینا سرحال تر از همیشه به نظر می رسیدند با وجودی که اگر خسته تر بودند منطقی تر بود

وقتی انجلینا چای میاره تا با هم صحبت کنیم اول از همه به این اشاره می کنم که به نظر میرسه اشپزی یاد گرفته و جولی میگه:"اوه من خیلی پیشرفت کردم.برد در این راه خیلی صبوری میکنه.اشپزی مادرش فوق العادست ولی همسر بیچاره من مجبوره غذاهای مسخره منو بخوره"

برد:"وقتی به پیشرفتش توجه میکنم اوضاع بهتر میشه"

 

اول در مورد تولد بچه ها با هم حرف میزنیم.

انجی:"تولد یه بچه احساسیه که اگر هزار بار تکرار بشه بازم متفاوته. لحظه تولدشون خیلی عجیب و زیبا بود.مثل همه دوقولوها زودرس بودند بنابراین وقتی من اون ها رو دیدم جیغ زدم و برای سلامتی شون  گریه کردم الان دیگه در ارامش قرار دارم و خیلی وقت ها به خاطرات خوبم فکر میکنم.تولد شیلو و اون همه زیبایی با رشد شیلو زیباتر شدن.ویوین و ناکس هم رشد خواهند کردو من با اون ها در مورد به دنیا اومدنشون حرف میزنم.در اینده همه چیز رو به خودشون میگم چون شیلو خاطره روز تولدشو خیلی دوست داره"

برد:"انجی انقدر اونو برای شیلو تعریف کرده که اون از من و مادرش بهتر این روز رو به خاطر داره"

از جولی می پرسم اخرین بار کی در این مورد باهاش حرف زدی و میگه:چند شب پیش.بعد از تولد ناکس و ویوین احساس کردم بهش نیاز داره.شیلو همیشه اخراین این ماجرا تو بغلم می خوابه.فکر میکنم به ارامش میرسه"

برد:"برای همین هیچ وقت اخرشو نشنیده.فکر کنم از اون جایی که من براش سرود تولدت مبارک می خوندم"

انجلینا:"نه مطمئن باش این قسمتش رو هم بارها شنیده"

ازشون در مورد ظاهر بچه ها می پرسم و برد میگه :"ویو شبیه انجیه . اما ناکس کوچیک شده منه .البته وقتی به دنیا اومد شبیه یه چهره سیاسی بود. پوتین "

انجی:" طفلک پسر من!برد به همه میگه اون شبیه پوتین بود

ویوین به هردوی ما شباهت داره اما ناکس مثل پدرشه "

برد:"مادرم وقتی اونو دید گفت واو پسرم دوباره به دنیا اومده!اما من مطمئنم که وقتی به دنیا اومدم شبیه پوتین نبودم"می خندد. 

برد در مورد اسم بچه ها هم توضیح میدهد:" ویوین زودتر اومد پیش ما و برای همین اسمش رو ویوین گذاشتیم.اون همیشه ویوه(سرزنده و چالاک) و مارچلین نام مادر از دست رفته انجیه.ناکس اسم پدربزرگ منه و لئون یه اسم کلاسیک فرانسوی"

جولی:"خیلی وقت ها زمانی که ویوین رو می بینم یا اونو به نام کاملش صدا میزنم به مادرم فکر میکنم."

برد:"اما من هیچ موقع با صدا کردن ناکس یاد پدربزرگم نمی افتم"

انجلینا و برد حسابی به این شوخی می خندند.

      

برانجلینا در مورد نگه داری ا ز بچه ها هم حرف زدند.

انجی:"نگه داری از اون ها سخت تر از یه بچه است.نگه داری از همه دوقلوها همین طوره.تو هرکدومشون رو بغل میکنی نگاهت به دیگریه و می خوای اون رو هم در اغوش بگیری.هرچقدر هم به طور مساوی اون ها رو در اغوش بگیری و بهشون رسیدگی کنی باز وقتی یکیشون در بغلته دلت برای اون یکی می سوزه.

گریه هاشون هم ...وقتی یکی گریه می کنه چند لحظه بعد اون یکی هم گریه می کنه.وقتی یکی شون گرسنست اون یکی هم گرسنست .وقتی یکی بی حوصله است یا خوابش میاد یا غر میزنه تا بغلش کنی اون یکی هم درست همین حالات و خواسته ها رو داره "

برد:"ماسعی می کنیم به اونا هم زمان غذا بدیم . ویوین زرنگ تره و ناکس وقتی به دنیا اومد یه پوند سبک تر بود.الان دیگه اونا هم وزن شدن."

انجلینا: "گاهی وقتی برای ناکس اواز می خونم تا بخوابه برد کوچولو صداش می کنم"

برد:"به نظرم در اینده ناکس فقط وقتی برد صداش کنن سرشو برگردونه.اخه مادر من هم مدام بهش میگه برد.من هم وقتی میرم تو اتاقش بیشتر پسر من و مرد کوچک من صداش می کنم.فکر می کنم اصلا نفهمه اسمش ناکسه"

ازشون در مورد اتاق بچه ها می پرسم و جولی میگه:

"تو وقتی دوقولو داری دوست نداری از هم جداشون کنی.هرکدوم از بچه ها برای خودشون یه اتاق خواب دارن اما ما قصد داریم ناکس و ویوین را تا یک سالگی در یک اتاق کنار هم نگه داریم.حس بدی نسبت به این دارم که رابطه قوی بینشون رو بشکنم.اون ها با هم از نیستی به هستی اومدن.غذا خوردن نفس کشیدن و در اخر دنیا اومدن.اون ها باید با هم باشن چون با هم دوقولو هستن.می فهمی چی می گم؟"

دوست نداشتین دوقلو ها از یه جنس باشن.جواب برد واضح و صریحه:

" ما هیچ کدوم نمی تونستیم رو این احساسمون پا بذاریم که یکی از اون ها اگه دختر باشه عالیه.قبل از تولد ناکس و ویوین گاهی شب ها که شیلو پیش ما می خوابید وقتی شب از خواب بیدار میشدم و اونو کنار خودم می دیدم ناخوداگاه انقدر تنگ بغلش میکردم که ممکن بود از خواب بیدار بشه اما اون هم خودش و تو بغل من جمع میکردو ما تا صبح همین طور می خوابیدیم.این بزرگترین ارامش دنیاست وقتی

                                                     

فرزند کوچولوی تو تو بغل تو خودشو جمع کرده و خوابیده و سرش روی سینه تو قرار داره.من واقعا می خواستم که یکی از اون ها دختر باشه.و خوب غیر قابل انکاره که ما هردو می خواستیم یه پسر دیگه هم داشته باشیم.چیزی که نداشتیم و خدا این بار اون رو به ما هدیه داد.هردوی اون ها بی نظیرن.مثل تمام بچه های دیگه مون."

اشاره به روابطتون با بچه ها قبل از تولد ناکس  و ویوین داشتین.اون ها حسودی نمی کنن.شیلو ناراحت نیست؟

جولی:"شیلو؟خدای من اون مادر دوقولوهاست.من و برد دختر و پسر بزرگشیم همون طور که قبلا تو بازی ها بودیم و ناکس و ویوین بچه های کوچکش."

برد:" تمام بچه ها دوقلوها رو دوست دارن و شیلو و زاهارا مثل دوتا مادر کوچولو رفتار می کنن."

انجلینا:"ناکس و ویوین زیر نظر شیلو و زهارا دارن بزرگ میشن.اون  ها طوری شیشه شیرو دستشون می گیرهن و به بچه ها شیر میدهن که من باورم نمیشه فقط دو و سه سالن.در مورد لباس هاشون اسباب بازی ها و همه چیز  نظر میدن.شیلو طوری عاشقانه با اون ها حرف میزنه که گاهی من چند لحظه فقط نگاهش میکنم.فقط نگاه.چند روز پیش وقتی می خواستم برم تو اتاقشون دیدم برد از کنار در داره از یه چیزی فیلم می گیره.شیلو پشتش به ما بود و با نهایت احساسش با خواهر و برادرش حرف میزد و یه جملش برای من خیلی زیبا بود«شما هم مثل من بزرگ میشین»!"

برد:"مطمئنم که وقتی بزرگ بشن از اون فیلم خیلی خوششون میاد"

انجلینا:"بقیه بچه ها هم همین طور.البته پاکس و مادوکس فقط منتظرن بچه ها بزرگ تر بشن تا با هم بازی کنن ولی زاهارا هم خیلی مراقبشونه و خیلی بهشون توجه میکنه.مرتب بهشون سر میزنه براشون شعر می خونه.زاهارا خیلی دوست داره بچه هارو بغل کنه.خوب ما این اجازه رو بهش نمی دیم.به هیچ کدوم از بچه ها حتی مادوکس مگه اینکه جایی نشسته باشن اخه دوقلوها الان خیلی کوچک هستن."

مادوکس و پاکس و زاهارا چی؟اون ها هم اصلا حسودی نمی کنن؟

انجی:"نه هرگز همشون دوقلوهارو دوست دارن.اونا خواهرو برادرشونن.بچه ها همه اینو درک میکنن که بچه کوچیک توجه بیشتری میگیره اما نه محبت.من با مادوکس راجع به اینکه وقتی اونم کوچیک بود کنار خودم می خوابوندمش و براش لالایی می  خوندم حرف زدم و از شنیدن این خاطره ها خیلی خوشحال شد.الان همه راضین"

از تعداد زیاد بچه ها می پرسم و اینکه به رابطه خودشون اسیبی نرسیده؟

پیت راجع به خانواده شش نفرش میگه:" ما به هم می گفتیم اگر روزی پدر و مادر شش بچه باشیم کار بزرگی انجام دادیم و امروز اون روزه.ما شش تا بچه داریم"برد لبخند میزنه

انجلینا: "یک خانواده بزرگ ما رو به هم نزدیک تر میکنه.امروز نسبت به برد عاشق ترم تا اولین روزی که شروع به زندگی مشترک کردیم.هر روز به اون عاشق تر میشم چون به جز همسر اون پدر شش فرزند منه و من شب ها برد کوچولو رو در اغوشم می خوابونم.برد کووچولو که همسرمن پدرشه.این احساس قویه.من هر شب به اون می گم که روز به روز و لحظه به لحظه به تو عاشق ترم  باوجود اینکه زمانی که شروع کردیم به با هم بودن هم عاشقش بودم. .هر بار که بچه هام منو مامان صدا میزنن نسبت به برد عاشق تر میشم"

 

اینم بگم که تا به حال فقط دو سری عکس از ناکس و ویو منتشر شده.یه سری عکس های زمان تولدشون،یه سری هم عکس هایی که زمان ورود برانجلینا به فرودگاه توکیو ازشون گرفتند(در پست های قبل پیداشون می کنید)

 

برای خواندن مصاحبه برد و انجی با مجله PEOPLE به ادامه مطلب مراجعه کنید


ضمیمه:

۱.اول در جواب سوال roud عزیز.در سال ۱۹۹۷ بود که برد هم ستاره گرفت و نشان دست و پاش در بلوار مشاهير ثبت شد.درست بعد از موفقیت مثال زدنی فیلم هفت.در پست بعد اطلاعات کاملی درباره جوایز برد و انجلینا رو میذارم،چون می خوام عکس هم بذارم بمونه برای پست بعد

۲.ملیکا جان انجلینا داشت شیلو و زهارو رو از کلاس میاورد.نمی دونم هم چه رقصی

۳.فاطمه جان برد متولد ۱۸ دسامبر ۱۹۶۳ اکلاهاماست

۴.ازی جونم،خانومی یه سر به میلت هم بزن وقت کردی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط سحر  | 

يه پست خيلي كوچيك

عكس هاي جديدي از انجلينا به همراه شيلو و زهارا كه به كلاس رقص مي رفتند

براي اين پست خيلي فكرها داشتم اما الان خيلي گرفتارم براي همين در اين پست فقط عكس ها رو مي ذارم در پست بعدي جبران مي كنم

   

   

شيلو چه قدي كشيده تو اين دو ماهه كه نديده بوديمش

           

           

 چند تا عكس ديگه در همين باره در ادامه مطلب گذاشتم كه خيلي عكس هاي قشنگي هستند و هرجايي پيداشون نمي كنيد.مطمئن نيستم باز ميشن يا نه.اگر باز نشدند از فيلترشكن استفاده كنيد،ارزش ديدن رو دارند.


ضميمه

۱.ترانه جونم مي خواستم در اين پست حسابي به اون چيزي كه اشاره كرده بودي بپردازم ولي گفتم كه الان خيلي گرفتارم.پست بعد خانوم

۲.مليكا جان من كه دستمزدها رو ننوشتم اين ليست درامد بازيگرهاست.فروش فيلم و تبليغات

۳.ستاره جان برد الان ۴۵ ساله است.عكس جديدي هم از دوقلوها منتشر نشده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 تیر1388ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

 انجلینا صبح دیروز از مرکز پزشکی "والتر رید"در واشنگتن دیدن کرد.انجلینا حدود سه ساعت برای این کار وقت گذاشت وبعد این مرکز رو ترک کرد.

    

          

 

 

برد هم صبح جمعه حدود یک ساعت به موتور سواری پرداخت و بعد با دوستش به خانه برگشتند.

      

 

 

اینم اخرین رده بندی پر درامدترین زنان هالیوودی.همان طور که می بینید انجلینا در این رده بندی اوله:

۱.انجلینا جولی    ۲۷ میلیون دلار

۲.جنیفر انیستون   ۲۵ میلیون دلار

۳.مریل استریپ    ۲۴ میلیون دلار

۴.سارا جسیکا پارکر    ۲۳ میلیون دلار

۵.کامران دیاز    ۲۰ میلیون دلار

۶.ساندرا بولاک     ۱۵ میلیون دلار

۷.ریس ویترسون    ۱۵ میلیون دلار

۸.نیکول کیدمن    ۱۲ میلیون دلار

۹.درو بری مور       ۱۲ میلیون دلار

۱۰.رنی زلوگر   ۱۰ میلیون دلار

۱۱.کیت بلانشت   ۸ میلیون دلار

۱۲.ان هاث وی     ۷ میلیون دلار

۱۳.هالی بری     ۷ میلیون دلار

۱۴.اسکارلت جانسون   ۵.۵ میلیون دلار

۱۵.کیت وینسلت  ۲ میلیون دلار

 

 

مرور خاطره ها: دو تا عکس قدیمی از برد و انجی:

     

  اگر دوست دارید فتو شات های قدیمی بیشتری از برد و انجلینا ببینید به ادامه مطلب مراجعه کنید

      در عکس هایی که در قسمت ادامه مطلب گذاشتم برد ۲۳ ساله و انجلینا ۱۶ ساله است

 


ضمیمه:

۱.اول یه سلام مخصوص و درست حسابی به همه دوست های عزیزم.امیدوارم حال همتون به معنای کامل کلمه خوب باشه

 ۲.در جواب سوال سیامک.در قسمت نظرات جواب دادم ولی چون فکر کردم ممکنه ندیده باشی اینجا هم می ذارمش"اون پسره اسمش Shia LaBeouf.
هم بازی و پارتنر مگان در همین فیلم اخرش Transformers.
یه مدت بدجور شایعه شده بود که مگان به خاطرش رابطش با دوست پسرش رو به هم زده و حالا با این در ارتباطه اما این خبر یه جورایی فعلا رد شده است هرچند به نظر واقعا مگان با دوست پسرش مشکل داره"

۳.یکتا جان که درباره لب های مگان پرسیده بود. میشه گفت مگان خودش در این باره گفته تا به حال دو بار ژل تزریق کرده!

            

۴.مهشید جونم شرمنده از این همه تاخیر در پست بعد حتما عکس های انجلینا در سال ۲۰۰۱ رو می گذارم

۵.نسیم جان درباره عکس ها باید بگم اخه این یه وبلاگه و اگر همه عکس ها رو بخوام با سایز بزرگ بذارم وب باز نمیشه.اگرم باز بشه عکس ها باز نمیشن،برای همین مجبورم هربار بعضی عکس ها رو کوچک بذارم

۶.غزاله جون و همه کنکوری ها واقعا خسته نباشید.من وقتی به این مرحله رسیدم تا مدت ها باورم نمیشد درس و کنکور تمام شده.امیدوارم در این روزها حسابی خوش بگذرونید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

اخرین فیلم انجلینا "salt"این روزها داره مراحل تدوین رو سپری می کنه.salt قراره تابستان اینده اکران بشه.باید اشاره کرد این فیلم که یه فیلم اکشن و حادثه ای است حسابی برای هواداران انجلینا مهم شده.دلیلش هم اکران اخرین فیلم مگان فاکسه.مگان فاکس بازیگر ۲۳ ساله نسبتا شناخته شده ای است که خیلی دوست داره رفتارهای انجلینا رو تقلید کنه هرچند همیشه میگه دوست نداره با انجی مقایسه بشه!اکران اخرین فیلم مگان که یه فیلم اکشنه و حسابی داره میفروشه باعث شده طرفدارهای انجلینا از الان برای اکران  salt لحظه شماری کنند.انجلینا در این فیلم دو گریم خیلی متفاوت داره:

   

                 

چند تا عکس از مگان:

     

               

                             

جان وویت پدر انجلینا هم چند روز پیش درباره مقایسه انجی و مگان صحبت کرد که صحبت هاش حسابی طرفدارهای انجلینا رو عصبانی کرد.جان گفته بود:"مگان و انجی هردوشون دو تا زن فوق العاده زیبا هستند."

به نظر من که به هیچ وجه قابل مقایسه با انجلینا نیست.نظر شما چیه؟

 

سه روز پیش روز پدر بود(برای مردم غرب نیم کره).اون روز هرچی خواستم اپ کنم نشد.برای همین هرچند یه کم دیر شده اما مجبورم این خبرم رو الان اعلام کنم که در نظرسنجی شبکه CNN که در روز پدر نتایجش اعلام شد برد تونست برای دومین سال متوالی عنوان بهترین پدر هالیوودی رو کسب کنه.

        

        

برد و انجلینا که این روزها هیچ عکس جدیدی ازشون به دست نمیاد به تایید انجلینا در حال سپری کردن تعطیلات هستند.بعضی ها میگن در فرانسه هستند و عده ای معتقدند در لس انجلس هستند.البته دومین نظر احتمالا درسته چون برد منتظر شروع مجدد فیلم برداری مینی باله.(فیلم برداری مینی بال به خاطر مشکلی که بین کمپانی سازنده و نویسنده فیلم نامه به وجود امده فعلا متوقف شده)

            

اخرین چیزی که میشه بهش اشاره کرد گفت و گوی خیلی خیلی کوتاه انجلینا با مجله OK است.انجلینا درباره شایعاتی که مدتی پیش پخش شده بود و خبر از جدایی برد و انجی میداد با لوئیسا برنز خبرنگار این مجله صحبت کرده که  OK  خیلی سریع صحبت های انجلینا رو در صفحه اصلی سایتش قرار داد:

"من با یه فرد درست ملاقات کردم.اصلا دوست ندارم بدون اون باشم.نمی تونم بدون اون باشم.اون فوق العاده است.حقیقتا یه پدر بی نظیر.من واقعا احساس خوشبختی می کنم وقتی هر صبح بیدار میشم و میبینم و می بینم دارم با دوست داشتنی ترین فرد زندگیم،زندگی می کنم."


ضمیمه:

 سحر جان انجلینا ایمیلی نداره که در دسترس ما باشه تا باهاش ارتباط برقرار کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط سحر  |