|
|
|
|
|
بالاخره معلوم شد چرا برد حدود یک ماه قبل از برگزاری فستیوال کن به فرانسه رفته.برد و انجلینا قصد دارن در لافن سایتن بندر مارسی جشن تولد یک سالگی ناکس و ویوین رو خیلی پر خرج و با شکوه برگزار کنند و برد در حال حاضر در فرانسه مشغول مهیای امور است.(اگر یادتون باشه برد و انجی برای جشن تولد یک سالگی شیلو هم خیلی خرج کردن.همون هزار تا بادکنک طلایی واین ماجراها...) اما شایعات جدید! من واقعا نمی دونم چی باید گفت.دیگه از نوشتن این یه شایعه خندم می گیره!مجله استار که تا دیروز همه جور درباره اختلاف و جدایی جولی و پیت مطلب می نوشت بعد از اینکه عصر چهارشنبه با اعلام رای نهایی مقابل وکیل برد وانجی در دادگاه شکست خورد مجبور شد دست از سر اون اخبار بر داره و یه متن معذرت خواهی رو همراه با غرامت ۲۲ میلیون دلاری برای زوج جولی و پیت بفرسته.حالا استار دوباره اجبارا رفته سراغ شایعه قدیمی و محبوبش.خودتون تیتر جلد جدیدشو ببینید: استار دوباره از بارداری انجلینا خبر داده که واضحه مثل پنج دفعه قبلی که این مجله بعد از تولد ناکس و ویو این خبر رو منتشر کرده باز هم دروغه!البته فکر نمی کنم استار تا حالا خبر واقعی هم منتشر کرده باشه! اما مصاحبه برد که در اخرین شماره مجله TIME منتشر شد و تقریبا مربوط به ۱۵ روز پیشه: (عکس هایی که برای مصاحبه گذاشتم فتوشات هایی از برد و انجلینا در سال ۲۰۰۵ است وخوب لازم به توضیح نیست که هیچ کدوم از اون بچه ها بچه های خودشون نیستن
مي خوام كاملا جنجالي شروع كنم.درباره جريان چند هفته پيش.بعد از اون صحبت هاي پر سر و صدايي كه گفتي از پاپاراتزي ها متنفري و اون ها كثيف پول در ميارن چند هفته پيش اگه وساطت محافظت نبود و مانع نشده بود يكي از اون ها رو ميزدي برد:"حتما اين كار رو ميكردم.ازشون متنفرم و با اينكه همه به هم ميگن نبايد اين حرف رو بزنم چون تاوانش رو ميدم من بازم ميگم ازشون بي نهايت بدم مياد.خيلي بي ارزشن.تا حالا فكر كردي چند تا زندگي رو با دروغ هاشون با مزخرفاتشون خراب كردن.بدون در نظر گرفتن شخصيت انسان ها هرچيزي ميگن و هركاري رو به افراد نسبت ميدن.طرف ميدونه دروغه همسر و پدر و مادرش حرفشو باور كنن چطور مي خوان تضمين كنن اين همه چرت و پرت سال ها بعد وقتي اون فرد نيست تا جواب گو باشه نظر يه بچه رو نسبت به پدر يا مادرش عوض نمي كنه!كسي كه گفتي فكر كنم از حرفم ناراحت شده بود بهم گفت تاوانشو ميدي وقتي چند روز ديگه يه گزارش عالي رو که می نویسم بخوني درباره روزي كه زنت با پرستار بچه هات تو اتاق بچه هات پيدا مي كنه (استار این گزارش رو سه هفته پیش چاپ کرد) ومن گفتم به يه چيز ديگه فكر كن چون این قانون زندگی ماست که وقتی یک نفرمون خونه باشه پرستاري تو خونه ما نمی مونه.گفت بهم ثابت می کنه این خبر چقدر سر و صدا به پا می کنه و اهمیتی نداره واقعیته یا دروغ چن مردم می خوننشو اون موقع بود که دوست داشتم بزنمش و اگر جيك نبود ميزدمش و اصلا شرمنده نيستم.همين الان هم ببينمش ميزنمش"
يه عده ميگفتن دوقلوها خيلي براي شما هيجان انگيزند.يعني طوري كه يه جايگاه ويژه اي دارن.اين درسته؟ برد:"هر كدوم از بچه ها جايگاه ويژه خودشون رو دارن براي ما.همون اوايل بعد از تولد ناكس و ويو يه بار به انجلينا گفتم دنبال يه نيك نيم خوب مي گردم.انجي گفت مگه مدت ها نيست كه شيلو فرشته كوچولوئه.گفتم اون فقط اسم شيلوست كه من اين اسم رو خيلي دوست دارم.چون شيلو واقعا يه قداستي براي من داره.اون بزرگ ترين تغييراتي را كه ميشد در من به وجود اورد و اخرين لايه هاي شخصيتم با تولدش شكل گرفت و تنها فرشته كوچلوي منه.اين فرشته با اون فرشته ها فرق مي كنه و گرنه همه بچه ها فرشتن.اين فرشته فقط شيلوست. ناكس رو هم كه پسر من صدا كنم و تنها كسيه كه من پسر من صداش مي كنم ولي اين به اين معني نيست كه من فقط همون يك پسر رو دارم همون طور كه مي دوني دو تا پسر ديگم دارم.اما اين پسر فقط ناكسه." اخر سر ويوين نيك نيم نداره؟ برد:"چرا ويوين كفشدوزك منه(مي خندد).خيلي ناگهاني يه روز كه لباس هاي قرمز تنش بود به اين اسم صداش زدم و اين اسمو خيلي دوست دارم چون از بچگي عاشق كفشدوزك ها بودم و به نظرم زيبايي سرزندگي دوست داشتني بودن و بي نظير بودن رو با هم داشتن.درست مثل ويوين.ويوين مثل مادرش زيباست.من هميشه اعتقاد داشتم كفشدوزك ها خيلي زيبان.البته هيچ كدومشون به زيبايي كفش دوزك من نيستن"
شيلو يه حضور خيلي كوتاه در فيلم بنجامين بوتون داشت.چه لزومي به گرفتن اون تك سكانس با شيلو بود؟ برد:"من دوست داشتم باشه.اون اولين كار من بعد از تولد شيلو بود.حدودا5-6 ماهش بود كه بنجامين بوتون رو شروع كردم و اصرار كردم در يكي از سكانس ها شيلو به جاي دختر بنجامين باشه چون مي خواستم بهش بگم هميشه به تو فكر مي كنم حتي وقتي مشغول كارم و از تو دورم.و اين يه يادگاري بمونه براي سال هاي بعد كه حتي زماني كه نيستم اينو بهش بگم وقتي خيلي بزرگ شد با همين يه صحنه بهش بگم هميشه به يادت بودم و ممنونم از ديويد كه اين اجازه رو بهم داد" حالا ناكس و ويوين هم هستن.براي اون ها هم اين كار رو ميكني برد:"اگه امكانش باشه ولي اين قصدم نيست..." در اين صورت بعدا دربارش ازت نمي پرسن؟ برد:"خوب نمي ذاري بگم(مي خندد).به يه شيوه ديگه يه كار ديگه مي كنم كه به عنوان يه يادگاري باقي بمونه.من اصلا از تكرار خوشم نمياد.اون يه فكر منحصر به فرد بود براي شيلو و قطعا فكرهاي منحصر به فردي دارم براي ويو و ناكس.همان طور كه هر كدام از ان ها كاملا منحصر به فردند و در عين حال هيچ فرقي با هم ندارند براي من.مثل مد و پاكسي و زهارا كه تو ازشون حرف نمي زني اما من چرا چون براي من فرقي وجود نداره" به بنجامين بوتون رسيديم و همين چند لحظه قبل حرف از ديويد فينچر شد.بعد از همكاري فوق العاده موفقيت اميز در هفت حالا شاهد يه شاهكار به يادماندني بوديم. برد:"ديويد فينچر براي من فقط يه كارگردان بزرگ نيست يه دوست خيلي خوب و عزيزه.به محض اينكه درباره فيلم جديدش گفت بدون ترديد قبول كردم.فقط بعد از اينكه داستان رو تعريف كرد.بعد فيلم نامه رو خوندم.و وقتي تمومش كردم مطمئن بودم اين فيلم نامه به كارگرداني فينچر قطعا كار بزرگي خواهد شد.فقط يك سال و سه ماه مشغول فيلم برداري بوديم.اضافه كن به اون هفت ماه تدوين رو.همكاري با فينچر هميشه عالي و لذت بخشه" تو هم با اون عده موافقي كه ميگن و به شدت دارن روي اين مساله كار مي كنن كه بنجامين بوتون در مراسم اسكار به انچه شايستگيشو داشت نرسيد!؟ برد:"انتظارش رو داشتم چون هميشه همين طور بوده.اسكار هميشه با فيلم هاي غير رئال نامهربون بوده.13 نامزدي و فقط 3 اسكار.اما معتقدم نباید به این مسائل پرداخت.خوب فیلم هایی که جوایز رو تصاحب کردن قطعا شایستگی زیادی داشتن" بنجامين بوتون كه جدا از مراسم اسكار به همه چيز رسيد.فروش خيره كننده اونم با وجود رقباي بزرگ كه خيلي زود پشت سر گذاشتشون .خيلي عالي بود نه؟ برد:"فيلم يه داستان خيلي جالبي داشت.خيلي جالب اما غم انگيز و اينو وقتي به خوبي مي فهمي كه خودت رو جاي اون شخصيت بذاري.اون از هيچ كدوم از ادوار زندگيش نتونست لذت ببره به خاطر شرايطي كه داشت.نه تونست بچگي كنه نه درست و حسابي جوون باشه و نه يه دوران پيري ارام و به درد بخور.خانواده اي كه مجبور شد تركشون كنه و دختري كه هيچ گاه با اگاهي باهاش روبه رو نشد.حقيقتا اين يه درام بود و عالي تعريف شده بود و موضوع خيلي جديد و ناگفته اي بود" و يه گريم فوق العاده.تو چطور قبول كردي نقش كسي رو بازي كني كه 40 سال ازت بزرگتره.دو برابر سن تو رو داره.تشخيص دادن تو در سكانس هاي اول فيلم خيلي سخت بود و درك اين كه تو باهاش چطور كنار اومدي سخت تر! برد:"يه تجربه متفاوت بود.مثل يه سفر خيالي به اينده." تو از پير شدن نمي ترسي؟ برد:"نه زندگي يعني افزايش سن و تو وقتي مي خواي قشنگي هاي بيشتري رو ببيني بايد بزرگ و بزرگ تر بشي.مهم كيفيت زندگيه.در هر سني.تا به حال براي من فوق العاده بوده" هيچ ترسي نيست حتي از مرگ؟ برد:"من از مرگ نمي ترسم اما بهت ميگم از چطور مردن مي ترسم.خوب مردن يه اتفاق خيلي خوبه كه اميدوارم برام بيفته" تو اين فيلم همكاري مجدد با كيت بلانشت هم وجود داشت برد:"كيت بازيگر باهوشيه و كاركردن باهاش خيلي راحته.اون خيلي باهوش و حرفه اي عمل مي كنه" بريم سراغ كار جديدت.حرام زاده هاي بي نام و نشان از الان خيلي سر و صدا به پا كرده.اكران نشده! برد:"الان خيلي زوده دربارش حرف بزنيم باشه بعد از اكرانش" كار بعدي برد:"به جز تهيه كنندگي فعلا بچه داري.الان همينه(مي خندد)" انجلينا اين روزها در فيلم برداري Salt خيلي پر انژي ظاهر شده برد:"چهارشنبه پيش بود كه رفتم پشت صحنه فيلمش.درست وقتي كه رسيدم ديدم انجي از ديوار يه ساختمون چند طبقه اويزونه.وقتي اومد پايين بهش گفتم از اين به بعد روزها بي خبر بهت سر ميزنم اگه ببينم از جايي اويزوني يا كار خطرناك مي كني همون موقع برت مي گردونم خونه(مي خندد). يه زن خارق العادست.تمام وجودش انرژيه.شما تازه داريد گوشه اي از امادگي بدنيشو مي بنيد." اين روزها درباره يه كار مشترك ديگه بين شما حرف زده ميشه برد:"دوست داريم انجامش بديم خيلي زياد ولي بستگي به فيلم نامه ها داره فعلا منتظريم" انجلينا يه مدت پيش در يكي از صحبت هاي تلوزيونيش گفت اگر الان زمان به عقب برگرده بدون اينكه حتي به هيچ مرد ديگه اي نگاه كنه منتظر مي مونه تا با هم هم بازي بشين و تشكيل خانواده بدين اگر زمان به عقب برگرده تو هم اين كار رو مي كني؟ برد:"نه چون اين انتظاره يعني تا سال 2005 و فيلم برداري اقا و خانوم اسميت.ميرم زودتر از سال 2005 پيداش ميكنم هر دومون رو از انتظار در ميارم(مي خندد)" خيلي ها خوشحالن كه ناكس شبيه توست و سينما در اينده مي تونه يه ناكس پيت داشته باشه.نظر تو چيه؟ برد:"خوبه اما من دوست دارم ادم موفق تر و بهتري از من باشه.تمام بچه هام" و به اين جهت هدايتشون مي كني.اما ممكنه نظر خودشون رو بازي باشه.نظر خودشون هم مهمه برد:"اره دو شب پيش كه باهاش حرف زدم همينو گفت...(برد با خنده ميگه)خدايا من از كجا بدونم نظر بچه اي كه يك سالش هم نشده چيه.من از طرف خودم گفتم.قطعا نظر خودشون مهمه و هر تصميمي بگيرن عاليه و ازشون حمايت مي كنم" خيلي ها معتقدن برد پيت و انجلينا جولي كه در چند سال اخير اين قدر موفق بودن اگر دور خودشون رو انقدر شلوغ نكرده بودن مي تونستن به بالاترين قله ها برسن.اوج مطلق.موافقي؟ برد:"نه.از هر نظر مي تونم بهت ثابت كنم اگر موفقيته به خاطر اين شيوست.چون در سال يك كار مي كنم و تمام انرژيم رو روش مي ذارم و باعث ميشه نتيجه خوبي داشته باشه.همين طور انجي.اگه سه سال هرفيلم مون و بازيمون قابل دفاع بوده و حرفي در فستيوال ها داشته چون سه ساله داريم به اين شيوه زندگي مي كنيم. ما سعي كرديم يه چيزهاي رو به بقيه هم ياد بديم.مي توني خانواده بزرگي داشته باشي خودت از بچه هات نگه داري كني و كار كني.مي توني بازي كني و كلي مسئوليت داشته باشي .هر كاري بكني و كلي مسئوليت داشته باشي.اين اولين شرط ماست كه روزي 8 ساعت كار مي كنيم.پس مي توني طوري باشي كه براي بهترين كارگردان ها هم شرايط خودت رو مطرح كني و اگر كسي بخواد با تو كار كنه مي كنه و اگر نخواد بازيگر خيلي زياده(مي خندد).به نظر من اين يعني در اوج بودن.همه ابعاد زندگيت در اوجش باشه نه فقط كارت" من با تو موافقم.اين رفتارها از ابداعات تو و انجي بود.ابداعات خوب برد:"من تو اين چند ساله تصميم هاي خوب زيادي گرفتم كه يكي از مهم ترين ها و بهترين هاش انتخاب انجليناست.اون فوق العادست و براي داشتنش به خودم افتخار مي كنم.هيچ زن ديگه اي مثل اون نديدم و مطمئنم اصلا مثل اون وجود نداره.حداقل براي من.يه روز اين شد تمام فكرم كه مال من باشه همسر من باشه و عشق من باشه و اين يه فكر فوق العاده بود كه حالا يه جور ديگه وجود داره.حالا اون همسر منه متعلق به منه و عشق منه و بابتش خيلي خوشحالم" و به عنوان اخرين حرفمون.براي ساخت خانه هاي نيواورلئون جايزه ويژه انسان دوستي گرفتي.يه پروژه بزرگ بودحدود 4100 تا خونه بود برد:"اين پروژه خيلي برام اهميت داشت.مهم ترين كاري بود كه تو زندگيم انجام دادم.طوفان زده هاي بدترين طوفان تاريخ كشور وضعيت بدي داشتن.بايد كمكشون مي كرديم" مردم نيواورلئون وقتي وارد خونه هاشون شدن براي تشكر همگي يك هفته عبارت خدايا ممنون به خاطر برد رو كه روي كاغذ نوشته بودن پشت پنجره هاشون گذاشته بودن برد:"اين نشونه مهربونيشون بود.من كاري رو كردم كه بايد مي كردم" فكر كنم ديگه حرفي نمونده برد:"ممنون "
ضميمه:۱.من لازم ميدونم يه تشكر از همه دوست هايي كه لطف كردن و نظرشونو درباره سوال گفتن بكنم.مرسي از همتون ۲.دوست عزيزم اشكان كه نوشته بودي:"یه خبر جالب دیشب تو ماهواره شنیدم عباس کیارستمی میخواد برگردان فارسی changeling رو با بازی مهراوه شریفی نیا به جای انجلینا تو ارمنستان بسازه شما هم سحر خانوم این خبر رو شنیدید من که فکر نمیکنم این یارو به گرد پای بازی انجی هم برسه" در قسمت نظرات جوابتون رو داده بودم ولي چون فكر كردم شايد نبينيد اينجا هم مي نويسم:منم این خبر رو تو چند تا سایت ایرانی دیدم ولی هنوز با خودم کنار نیومدم تا باورش کنم.کیارستمی کارگردان بزرگیه و امیدوارم واقعا چنین تصمیمی نداشته باشه چون هرجور فکر می کنم می بینم بدون کارگردانی استیوود و بازی جولی(که من به شخصه بازیشو تو این فیلم خیلی دوست دارم)بیشتر باید انتظار یه افتضاح رو داشت! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط سحر
|
|
||
|
|
|
|
|
یه خبر کوچیک پیدا شد.مجله Vanity Fair بالاخره نتایج نظرسنجیش رو درباره زیباترین زن سال ۲۰۰۸ اعلام کرد.چه حدسی می زنید؟ بله انجلینا جولی برای هشتمین سال متوالی از نظر خوانندگان این مجله به عنوان زیباترین زن سال شناخته شد!
یه سری بزنیم به بازار داغ شایعات.شش شایعه جدید رو با هم برسی می کنیم.از شایعات کهنه تر تا جدید که اتفاقا اخریش هنوز هم داغه: ۱.اختلاف انجلینا و برد (مسائل مختلفی رو درباره علتش بیان کردن از جمله اصرار برد به برگزاری جشن ازدواج-کار جدید انجی-تمایل انجی برای به سرپرستی قبول کردن یه فرزند خونده دیگه و رابطه مجدد جنیفر و برد!) ۲.پرداختن به ماجرای اینکه انجلینا داره زندگی مستقلی رو اغاز می کنه ۳.اینکه برد وانجلینا یه پسر بچه ۱۰ ساله هندی به نام محمد(بازیگر میلیونر زاغه نشین) رو به سرپرستی قبول کردن ۴.اینکه برد خونه و انجلینا رو ترک کرده ۵.خبر برگزاری جشن ازدواج ناگهانی برد و انجلینا در روز عید پاک(چقدر هماهنگ با خبر قبلیه!) ۶.به سر پرستی قبول کردن یه بچه فیلیپینی توسط برانجلینا
یه دوستی گفته بود شایعات اعصابشو خرد می کنن.پیشنهاد من اینه فقط سراغ سایت های معتبر برو برای خوندن خبر.اگر منبع اخبارت مجلاتن بازم برو سراغ مجلات استخوان دار و حسابی و هرچی تو مجله هایی مثل Star یا In touch خوندی برعکسشو باور کن.اگر خبر از ایجاد رابطه بین دو نفر داده بودن مطمئن باش هیچ رابطه ای با هم ندارن و اگر از جداییشون نوشته بودن مطمئن باش هیچ مشکلی با هم ندارن
من یه قولی داده بودم.بفرمایید.اینم مصاحبه کریسمس مجله BAZAR با انجلینا: باید قبول کرد انجلینا جولی خیلی زیاد تغییر کرده است.در کمال ناامیدی با او تماس گرفتم و او پیشنهادم را پذیرفت.به محض ورود به محوطه خانه متوجه شدم جشن کیریسمس با شکوه زیادی در این خانه برگزارشده است.تل گل های سرخ و سفید پشت پنجره های برف گرفته و حلقه گل بسیار زیبایی که پشت در اویخته شده بود گواه این مطلب بود. درون خانه کاملا با حال و هوای کیریسمس هم خوانی داشت.با انجلینا در اتاق نشینمن طبقه اول که بی اندازه گرم و مطبوع و زیبا بود ملاقات کردم.جایی نزدیک درخت کیرسمس با شکوهشان در مجاورت شومینه که پر از زلم زیمبوهای مخصوص کیرسمس بود روی صندلی های راحتی نشستیم تا صحبت کنیم.کیرسمس مبارک انجلینا:"کیریسمس مبارک" به درخت کیرسمس اشاره می کنم و می گویم درخت بسیار زیبایی شده و انجلینا می گوید:"برای خریدن وسایل تزئینش من و برد اکثر فروشگاه های لس انجلس رو زیر و رو کردیم." به چند عروسک ظریف و بسیارکوچک پیتر پن روی درخت اشاره می کنم و انجلینا توضیح می دهد:"کار شیلوست.از وقتی کارتون پیتر پن رو دیده عاشق اون شده و نظرش این بود که درخت حتما باید پیتر پن داشته باشد.ما تنها خانواده ای هستیم که درختمون پیتر پن داره(ابروهاش رو بالا می اندازه و می خندد)" انجلینا به جوراب های رنگ و وارنگی که از شومینه اویخته شده اشاره می کند و می گوید:"و تنها خانواده ای که دو هفته بعد ازکیرسمس هنوز روی شومینه جوراب داره.بچه ها هنوز امیدوارن پاپانوئل اشتباه کنه و یک بار دیگه براشون کادو بذاره توی جوراب(می خندد)" به انجلینا میگم عجیب تر از همه این بود که قرار مصاحبه گذاشت و میگه:"با تولد ناکس و ویوین من کاملا قوانینم رو از بین بردم.دیگه قانونی ندارم.هر وقت حوصله انجام کاری رو داشته باشم انجامش میدم." حرف ناکس و ویوین شد. اونا الان باید حسابی بزرگ شده باشن انجلینا:"اوه واقعا فسقلی های پرتحرکی هستن.همین که توی تخت نباشن کافیه مثلا یه لحظه تلفن زنگ بزنه و من برم سراغ تلفن.همین که گوشی رو بردارم و به طرف اتاقشون برگردم می بینم یه فسقلی داره چهار دست و پا از در اتاق میاد بیرون درست پشت سرش یه فسقلی دیگه.خیلی تند حرکت می کنند.بیچاره اون هایی که خونه ما رو تمیز می کنن.به خاطر ناکس و ویوین مجبورشون میکنم مدام کف اتاق و راهروهای اطراف اتاق ناکس و ویو رو حسابی تمیز کنن." فکر می کنی از بقیه بچه ها شیطون تر باشن؟ انجلینا:"پر جنب و جوش ترن.شیلو وقتی راه افتاد خیلی به تحرک افتاد.فقط می خواست راه بره.پاهش هنوز خیلی قوی نبود مدام به این طرف و اون طرف گیر می کرد.عزیزم چقدر عصبانی میشد.ما همش دست شیلو رو گرفته بودیم و تو خونه این ور اون ور می چرخیدیم.زهارا ترجیح میداد بغلش کنیم.الان دیگه یه دقیقه هم اروم نمی گیره.مد ترجیح میداد رو بالشش لم بده.هنوزم مد خیلی خوابیدن رو دوست داره.اگه بدونی صبح کیریسمس زیر درخت پاکس چه جیغی زد.با اینکه طبقه بالا بودیم و اون پایین ولی هممون رو از خواب بیدار کرد جز مد که راحت خوابیده بود برد به زور بیدارش کرد.بهش می گفت یه کم هیجان از خودت نشون بده مد برو کادوهات باز کن(می خندد)تازه مد یادش افتاد کیریسمسه و چطوری از پله ها دوید پایین." زیر درخت شما باید حسابی شلوغ باشه... انجلینا:"خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی.تمام هدیه هایی که من و برد پدر و مادر برد جیمز داگلاس و جولی برای بچه ها می خریم یک طرف.هدایایی که ما از اعضای خانواده ها و دوستانمون می گیریم هم یه طرف اونم به شرطی که فکر نکنیم به اینکه برد دوستان زیادی داره.من و برد هم به هم هدایای خیلی گرون قیمت نمی دیم به جاش تعداد زیادی هدیه به هم میدیم.هرچیزی که فکر کنیم بهش نیازه.انقدر هدیه گرفتم که از بچه ها هیجان زده تر بودم(می خندد).همه جور هدیه ای گرفتم.از کتاب گرفته تا یه خرس عروسکی بزرگ.من عاشق هدیه گرفتنم و باز کردن کادو.امسال دیگه سال من بود چون تمام هدیه های ناکس و ویوین رو هم من براشون باز کردم.تو بغلم نگهشون داشته بودم که من دارم هدیه های شما رو باز می کنم اما من از اون ها ذوق زده تر بودم" پس تو هنوزم از اینکه عروسک هدیه بگیری خوشحال میشی.فکر می کردم انقدر تو خونه عروسک دیدی که نمی خواهی نگات به عروسک بیفته انجلینا:"من کلی عروسک دارم .عاشق عروسکم مخصوصا این خرس بزرگم.یه وقت ها یکدفعه که احساس می کنم کاش الان می تونستم بخوابم چد دقیقه سرمو می کنم تو شکم خرس بزرگم 10 دقیقه بعد انگار دو ساعت خوابیدم" ناکس و ویو هنوز تو یه اتاق هستند؟ انجلینا:"فکرشم نکن که بخوای از هم جداشون کنی.ممکن نیست.خوب اینکه الان بخوای هم زمان بهشون غذا بدی کار فوق العاده سختیه ولی در غیر این صورت دیگه شیر نمی خورن.من مجبور شدم حدودا وقتی چهار ماهه بودن تغذیشون از شیر خودم رو متوقف کنم.شیلو تا حدود نه ماهگیش شیر خورد ولی شیر دادن به دو تا فسقلی به طور هم زمان دیگه خارج از توان منه.انجامش واقعا خیلی سخت تر از چیزیه که تو کتاب ها می نویسن.الان دیگه فقط مثلا وقتی جین یا جولی باشن و یکی شون رو حموم کنن تو فاصله ای که هرکدومشون نیستن به اون یکی شیر میدم.اون هام مگه چند بار ناکس و ویو رو حموم میکنن.من بهشون میگم فسقلی ها ضرر کردین" فکر می کنم درست نفهمیدم تو خودت به بچه ها شیر میدی؟خیلی از ستاره ها بعیده... انجلینا:" ستاره ها مگه با بقیه چه فرقی دارن؟وقتی تو مادر شدی مادر شدی. مهم نیست چه کاری داری.اون که براشون ناکافی بود ولی این کارو رو میکردم چون تو اون لحظه احساس نزدیکی عجیبی به بچت داری.من از بقیه خبر ندارم ولی می دونم جولیا رابرتز هم همین کار رو کرده.چون به راهنماییش نیاز داشتم در این باره باهاش حرف زدم.البته دوقلوهای جولیا مثل ناکس و ویو نبودن یا هردو یا هیچ کس(می خندد)." به نظر میاد برد توجه خاصی به دوقلوها داره؟ انجلینا:"خیلی خوشحاله.ما هردومون هنوز از داشتنشون کاملا هیجان زده ایم. من می بینم وقتی برد در کنارشونه چقدرعشق تو چشم هاش براشون داره و برای بقیه بچه هامون.در این لحظات از درونم احساس ارامش می کنم و خیلی برام ارزشمنده.من یکی از ادم های خوشبخت جهانم.بچه هام سالمن و در زندگیم یه عشق دارم.واقعا احساس خوشبختی می کنم " سر و صدای بچه ها از اتاق مجاور به گوشم میرسه انجلینا بچه ها انیمیشن پاندای کنگ فو کار رو دیدن؟خوششون اومد؟ انجلینا:"خیلی زیاد.مد و پاکس و زهارا و شیلو دیدن.شیلو اوایلش گیج شده بود که چرا صدای ببره شبیه صدای مامانشه.تو هفته اول پنج بار دیدنش. در کل اثر خیلی خوبی داشت.شب ها وقتی نمی خوابن دنبالشون می کنم و میگم حواستون باشه ها من یه ببرم.همین دیشب کنار تخت مد ایستاده بودم که بخوابه بهش گفتم حواست باشه من یه ببرم تو فیلم که دیدی عصبانی بشم چه شکلی میشم یه ببر میشم درسته قورتت میدم.مد هم گفت اگه تو ببری منم پاندای کونگ فو کارم .منو نمی تونی درسته قورت بدی.حالا اگه می خوای عصبانی شو(می خندد)"
بچه ها درباره فعالیت های شما چیزی می دونن؟ انجلینا:"نه هیچ چیز.همون شب اولی که پاندا رو دیدن وقتی می خواستم زهارا رو بخوابونم غرق در افکارش بود و مدام می پرسید مامان تو چطوری به جای یه ببر حرف زدی؟انقدر تو این مدت برای بچه ها ببر شدم دیگه وقتی وارد اتاق میشم برد میپرسه تو انجلینایی یا ببری" حتما دوست نداره تو ببر باشی؟ انجلینا:"برد؟نمی دونم راجع به ما چطور فکر می کنی اما ما از بچه ها یاد گرفتیم اگر می خوای از زندگی لذت ببری باید به بچه ها و رفتارهاشون نزدیک باشی.یه وقت ها مثل اون ها فکر کنی تا از زندگی لذت ببری .عید پاک همین امسال که همه دور هم جمع شده بودیم و خیالمون راحت بود از اینکه بچه ها تنها نیستن من و برد چند ساعت داشتیم تو اتاق خوابمون متکا بازی می کردیم(می خندد)نمی دونم چند تا متکا پاره شد فقط هنوز یه اتاق کاملا سفید که انگار داشت توش برف می اومد رو به خوبی یادم میاد.خیلی خوش گذشت." چقدر جالبه که شما حتی برای سفرهای کوتاه هم همه با هم سفر می کنید.قصد ندارید همدیگه رو تنها بذارید نه؟ انجلینا:" قضیه اصلا این نیست.هیچ وقت فکر نمی کردم این طوری به کسی وابسته بشم.واقعا میگم اگر شبی برد خونه نباشه اصلا اصلا نمی تونم بخوابم.یه طوریه.احساس ناامنی میکنم.بذار یه رازی رو بهت بگم.من بدون اون نمی تونم زندگی کنم.تصورشم سخته" یه خانواده شلوغ! انجلینا:"خیلی خوبه.دوربین و عکس گرفتن تو خونه ما الزامیه.من عاشق این خنده های بی دندون ناکس و ویوم و عکس ها و فیلم هایی که از فسقلی ها و بقیه بچه ها می گیریم" بچه دیگه؟ انجلینا:"به اطمینان ردش نمی کنم.باید ببینیم اوضاع چطور پیش میره.وقتی پاکس اومد پیشمون اون اوایل شرایط یه طوری شد که گاهی می ترسیدم نکنه پاکس هیچ وقت نتونه مثل بقیه با ما ارتباط برقرار کنه اما الان همه چیز فرق کرده.تو پاکس و برد رو ندیدی وقتی با هم بازی می کنن ندیدی پاکس چطوری می خنده و چه وسواسی داشت برای خریدن هدیه کیرسمس برای برد.یا وقتی یکدفعه وقتی اصلا توقعش رو ندارم میاد و با محبت بغلم میکنه می بوستم و سرشرو می ذاره رو سینم و مدت ها همین طوری میشینه.اولین بار که این کار رو کرد ازش پرسیدم می خوای ببرمت تو تختت تا بخوابی و بهم گفت نه می خوام بغل تو باشم.وقتی خودشو بهم چسبونده بود و اینو بهم گفت دلم می خواست از خوشحالی گریه کنم.پاکس واقعا شیرین و خواستنیه.افتخار می کنم که مادرشم.از اینکه مادر هر کدوم از شش تا بچه مون هستم واقعا احساس غرور می کنم.اون ها فوق العاده هستند" ببینم شیلو هنوزم به شرایط جدید حسادت نمیکنه ؟ انجلینا:"نه.ما سعی کردیم خیلی حواسمون رو جمع کنیم که محبت زیاد شیلو به ناکس و ویو جاشو به حسادت نده واین اتفاق هم نیفتاد.تنها فرقی که کرده اینه که دوست داره بیشتر بشنوه تا مطمئن بشه.اگه اون موقع ها روزی یک بار با برد به هم یاداوری می کردن که شیلو فرشته کوچولو و دختر باباست جدیدا دوبار در روز این حرف ها رو به هم میزنن.تقریبا دو شب در هفته میاد پیش ما می خوابه.من بیشتر از قبل درباره وقتی خیلی کوچولو بود باهاش حرف میزنم.لباس های قدیمیش رو بهش نشون میدم و بیشتر روزها با هم عکس های قدیمیشو می بینیم.دوست داره بهش اطمینان بدیم هنوز برامون مثل قبل عزیز و گران بهاست و ما هم همین کار رو میکنیم.مدام بهش یاداوری می کنیم که اون محبوب مقدس ماست" هنوز مادر ناکس و ویوینه؟ انجلینا:"هم مادر ناکس و ویوین هم مادر ما.شیلو از این بازی لذت می بره.یه وقتا وقتی اون مامان منه دست خودم نیست یکدفعه بازی رو بهم میزنم و محکم بغلش می کنم و می بوسمش.خیلی به خودم فشار میارم تا نگم اخه دختر کوچولوی من تو هنوز دو سالته" دیگه بریم سراغ سینما.بچه عوضی.کار خیلی خوبی بود و بازی فوق العاده انجلینا:"مگر ممکنه کار استیوود بد باشه.کار کردن با کلینیت استیوود خیلی عالیه.اون کارگردانیه که هر لحظه میدونه داره چی کار میکنه و برای کوچکترین مسائل هم برنامه داره.من قبلا هم باهاش کار کرده بودم.فیلم نامه خوبی داشتیم و درست روی نقطه ضعف من انگشت گذاشته بود.در تمام مدت به بچه هام فکر می کردم و خیلی ترسناک بود" اسکار امسال رقابت زیادی داره.بدون در نظر گرفتن خودت فکر می کنی جایزه ها به چه کسی برسه؟ انجلینا:"نمیشه پیش بینی کرد.در قسمت مرد ها رقابت وحشتناکی وجود داره.معلومه که من می خوام اسکار به کی برسه(می خندد) و فکر می کنم شایستگیشو داره.مریل و وینسلت شانس زیادی دارن." اگر تو بخوای انتخاب کنی؟ انجلینا:"برد و مریل استریپ" به این فکر می کنی که اسکار به تو برسه؟ انجلینا:"من به این فکر می کنم که چقدر جالب میشه من و برد با هم جایزه بگیریم.تا حالا چنین اتفاقی نیفتاده" اگه بخوای درباره سال جدید بگی انجلینا:"امیدوارم سال خوبی باشه.از همه نظر و برای همه"
این عکس هم به عنوان هدیه عید پاک:
یه مصاحبه داغ داغ(مربوط به دو هفته پیشه)از برد رو در پست بعدی می ذارم.این مصاحبه جدید جنیفر انیستون که حسابی سر و صدا کرده رو هم براتون می ذارم.این جنیفر ول کن ماجرا نیست راستی تو یکی از سایت های ایرانی زبان یه چنین جمله ای دیدم "انجلینا جولی محبوب تر است یا جنیفر انیستون؟" نظر شما درباره این سوال چیه؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط سحر
|
|
||
|
|
|
|
|
صبح روز گذشته برد پیت به تنهایی وارد فرانسه شد.با توجه به درگیری انجلینا در پروژه جدید کاری اش برد زودتر از سایر اعضای خانوادش وارد این کشور شد تا خود را برای حضور در فستیوال فیلم کن اماده کند .فستیوال کن در فاصله ۱۳ تا ۲۴ ماه می برگزار خواهد شد.قرار است در هفته های اتی انجلینا و بچه ها به برد ملحق شوند. از طرفی انجلینا هم بار دیگر هنگام فیلم برداری Salt دیده شد.گروه مشغول فیلم برداری صحنه هایی است که در روسیه روایت می شود اما مکان فیلم برداری لوکیشنی در نیویورک است! ضمیمه:۱.این تاخیر در اپ تقصیر من نبود واقعا در این مدت هیچ خبری از برانجلینا نبود . فقط سایت های مختلف خبری اند که پیرامون شایعات دارن تو سر و کله هم میزنن تا مثلا خبر داغ تری بنویسن! ۲.لازمه یه بار دیگه بگم ازی جون -عزيز و شيرين خوبم واقعا ازتون ممنونم به خاطر حضور مهربون و گرمتون |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 فروردین1388ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط سحر
|
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره اینم اولین اپ سال ۸۸ اول معذرت خواهی.بلاگفا امروز حالش خوب نبود سطور مرتب نمیشد حالا که موقتا فیلم برداری صحنه هایی از فیلم Salt که در فضای باز گرفته میشد تموم شده و گروه رفتن سراغ لوکیشن های بسته دیگه هیچ خبری نیست.فکر کنم تا زمان برگزاری کن همین جوری ها باشه. برانجلینا در کن امسال هم مثل دو سال گذشته شرکت دارند.این بار به خاطر فیلم برد(حرام زاده های بی نام و نشان). این عکس ها جزو اخرین سری عکس هایی هستند که انجلینا رو در حین فیلم برداری "Salt" نشون میدن. این روزها از همکاری برد و ناتالی پورتمن در یک فیلم هم حرف هایی زده میشه.این خبر هنوز درست و حسابی تایید نشده.جالب اینجاست که بعضی سایت ها عنوان کردن برد همبازی ناتالیه بعضی میگن برد فقط تهیه کننده است! مثل همیشه وقتی خبری از سلبرتی ها نیست روی میارن به شایعه سازی.این اواخر دو تا شایعه مطرح شد: اول شایعه جدایی پیت و جولی .مجله استار گزارشی نوشته بود از اینکه انجلینا پی به رابطه برد با پرستار بچه هاش برده و دیگه در حال جدایی هستند و این حرف ها...این خبر رسما توسط سخنگوی برد و انجلینا تکذیب شد و برد و انجی به خاطر جعل خبر از مجله استار شکایت کردند که گفته میشه با صدور رای دادگاه مجله استار باید یه غرامت ۲۲ میلیون دلاری به خانواده جولی-پیت بده!جالب این جاست خانوم پرستار هم از این مجله شکایت کرده و به مساله ای اشاره کرده که به نظر استار بهش توجه نکرده بوده.این خانوم درباره دلیل طرح شکایت گفته:"من همسر و سه تا بچه دارم.نمی دونم چطور به خودشون اجازه میدن درباره هر مزخرفی که به ذهنشون میرسه در مجلاتشون بنویسن" دومین شایعه ای هم که این اواخر مطرح شد این بود که برد و انجی یه پسر ۱۰ ساله هندی به نام محمد رو به سرپرستی قبول کردن که خوب این یکی هم دیگه از دور خارج شد... زندگی من با برد شگفت انگیزه! همون طور که می بینید این تیتریه که مجله VOGUE پس از گفت و گو با انجلینا برای مطلبش ارائه داده.یه مصاحبه فسقلی بود: با انجلینا حرف زدیم درباره برد پیت و خانواده زیبایش -زندگی من با برد شگفت انگیزه.اون بهترین پدریه که تا به حال دیدم.خیلی بهتر از چیزی که همیشه توان تصورش رو داشتم. چه چیزی در زندگی شما وجود داره که موجب تداوم این رابطه میشه -من خیلی سخت می تونم بیانش کنم چون به احساس ربط داره اما می تونم بهت بگم خیلی خوشحالم که برد کسیه که می تونم باهاش راحت حرف بزنم.من عاشق اینم که حرف همو می فهمم و در برابر هم از همیشه انتقاد پذیرتریم.اینکه همیشه می تونم هر چیزی که باعث نگرانیم میشه بهش بگم.اینکه الان ادم دیگه ای هستم.از همیشه شادتر و راضی تر برای شما اداره یه خانواده هشت نفره راحته؟ -با توجه به اینکه ناکس و ویو دارن بزرگ تر میشن و مراقبت کمتر می خوان این مساله داره راحت تر میشه.به هر حال وقتی یه خانواده بزرگ داری زمان زود سپری میشه.مدام باید توجه کنی که ایا به همه بچه ها به یک اندازه محبت و توجه میشه. تفاوتی بین دخترها و پسرها هم وجود نداره؟ -نه.پاکس و برد دو تا دوست فوق العاده هستند.ما سعی می کنیم در حین اینکه به بچه های بزرگ تر توجه داریم وظایفمون رو انجام بده.درباره ناکس و ویو چون اون ها وقتی خیلی زیادی رو از ما می گیرن. بین کار و زندگی تعادلی رو که می خواستی برقرار کردی -همیشه در این راستا تلاش می کنم.خانوادم در اولویت قرار داره.بعد از Salt قطعا بیشتر سال رو استراحت می کنم در کنار خانوادم. شما بچه های بیشتری خواهید داشت؟ -تصمیم مشخصی نداریم.اما هردومون شدیدا دوست داریم که بچه های بیشتری داشته باشیم.باید شرایط رو سنجید.در حال حاضر نه. تو فکر می کنی الان کسی که چهره زیباتری از تو داشته باشه وجود داره؟ -در چند سال اخیر من خیلی شبیه مادرم شدم.بعد از به دنیا اومدن بچه ها مثل همه مادرها خیلی تغییر کردم.با این وجود امیدوارم تعداد این چهره های زیبای جدید خیلی زیاد نباشه(می خندد)! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 9:18 قبل از ظهر توسط سحر
|
|
||