تبليغاتX
هواداران برانجلینا

 یه شکوفایی دیگه یه بهار دیگه یه نوروز دیگه!دوستان عزیزم سال نو همتون مبارک.امیدوارم سالی پر از سلامتی و موفقیت در انتظار همتون باشه.خدمت دوستانی که وبلاگ دارن که میرسم٬دوستای خودم ازی جون٬ کیانای خوبم ٬شیرین خانوم و  roud عزیز سال نوتون مبارک!

    

از همین الان یه معذرت خواهی هم بکنم.من از سوم فروردین تا دوازدهم نیستم.اگر خبری بود و اپ نکرده بودم از همین الان معذرت خواهی می کنم.

اینم یه عکس بهاره از انجلینا(درخت ها جوونه زدن)

                  

خبر خاصی وجود نداره فعلا دو تا شایعه داغ وجود داره.دو تا شایعه ۱۰۰٪ دروغ.همکاری مجدد برد پیت و انجلینا جولی و بارداری مجدد انجلینا(من یکی از دومیش دیگه حالم بد میشه انقدر تکرار شده).اینارو گفتم که از شایعات عقب نمونید

برد مادوکس و پاکس تین.از وقتی انجلینا مشغول کاره برد حسابی افتاده به بچه داری!

 

            

انجلینا که این روزها حسابی به خاطر اون کلاه گیس بلوندش که برای فیلم برداری  Salt استفاده می کنه خبرساز شده بار دیگر به سراغ کلاه گیس مشکی رفته.این طور گفته میشه که صحنه هایی که انجلینا موی مشکی داره بعد از صحنه های انجلینای بلوند هستند.

             

             

مرور خاطرات:مراسم اکادمی سال ۲۰۰۰-این مراسم برای انجلینا قطعا خیلی خاطره انگیزه چون تونست اسکار مکمل رو رو تصاحب کنه.انجلینا در این مراسم با برادرش جیمز هاون حاضر شده بود و از صحنه های به یاد ماندنی اسکار ۲۰۰۰ لحظه ای بود که انجلینا بعد دریافت جایزه پس از تشکر از از مادر و پدرش از برادرش تشکر کرد و جیمز هاون از شدت خوشحالی موفقیت انجلینا اشک ریخت.(البته من به شخصه از هاون خیلی بدم میاد)

                                      

                

      

                              

      

                                                          

 و یه مطلب برای اون دوستانی که دوست دارن حتما فیلم ها رو به صورت دوبله شده ببینن٬در برنامه نوروزی امسال تلوزیون اسم چند فیلم سرشناس هم دیده میشه.یه نگاهی به اون ها بندازیم:

شبکه ۱:

-میلیونر زاغه نشین-محصول ۲۰۰۸ هند و امریکا-کارگردان: دنی بویل-بازیگران:دو پاتل٬انیل کاپور

-مکزیکی-محصول ۲۰۰۱ امریکا-کارگردان:گور وربینسکی-بازیگران:برد پیت٬جولیا رابرتز

شبکه ۲:

-کلاه چرمی-محصول ۲۰۰۸ امریکا-کارگردان:جورج کلونی-بازیگران:جورج کلونی٬رنی زلوگر

شبکه ۳:

-شوالیه تاریکی-محصول ۲۰۰۸ امریکا-کارگردان:کریستوفر نولان-بازیگران:هث لجر٬کیریستین بیل٬مایکل کین٬مورگان فریمن و گری اولد من

شبکه ۴:

-مکس پاین-کارگردان:جان مور-بازیگران:مارک والبرگ٬میلا کاینس

-قطب نمای طلایی-محصول ۲۰۰۸ انگلستان و امریکا-کارگردان:کریس وایتس-بازیگران:نیکول کیدمن٬دنیل کرگ(این فیلم رو توصیه می کنم نبینید بهتره فقط به خاطر طرفدارهای کیدمن اسمشو اوردم)

شبکه ۵:

-قتل عادلانه-محصول ۲۰۰۸ امریکا-کارگردان:جات اوت-بازیگران:رابرت دنیرو٬ال پاچینو

-تحت تعقیب-محصول ۲۰۰۷ امریکاـکارگردان:بکمامبوف-بازیگران:جیمز مک اوی٬انجلینا جولی(انجی نقش مکمل داره و اگر اصل فیلم رو ندیدید بهتون توصیه می کنم اینو نبینید)

-چاپلین-محصول ۱۹۹۲ انگلستان-کارگردان:ریچارد بورو-بازیگران:رابرت داونی جونیور٬جرالدین چارلی

-کلاهبرداران-محصول ۲۰۰۳-کارگردان:ریدلی اسکات-بازیگران:نیکلاس کیج٬الیس دومن

 ضمیمه:برای roud عزیز

سایت که زیاده ولی زیادی قوی نیستن.این http://ajolie.org/ بدک نیست ولی دیر به روز میشه.خیلی دیر!.من بیشتر از سایت های خبری و وبلاگ های انگلیسی زبان استفاده می کنم به عنوان منابع عکس و خبر.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

برد پیت به نظر می خواد به قولش عمل کند و هر طور شده به باراک اوباما کمک کند.برد این قول رو زمانی که دو هفته به برگزاری ریاست جمهوری امریکا مونده بود داد و همکاری با اوباما را وظیفه هر امریکایی دانست!بعد از ان در برنامه اوپرا که درست در روز اعلام نتایج ارا مردم برگزار شد حرف هایش را تکرار کرد.

برد روز پنجشنبه ۵ مارس بعد از ملاقات با نانسی پلوسی در گفت و گوی کوتاهی به طرح ها و چگونگی ادامه بازسازی نیواورلئان اشاراتی کرد.برد پیت بعد از این برای دیدار با بارک اوباما قدم به کاخ سفید گذاشت و حدود سه ساعتی را با هم به گفت و گو نشستند.  

                   

                   

                     

                   

اما انجلینا...

 

انجلینا این روزها حسابی درگیر فیلم برداری شده.فیلم جدید انجلینا که Salt نام دارد یک ماجرای پر هیجان جاسوسی رو روایت می کنه.

 

         

جالب اینجاست که انجلینا داره به جای تام کروز در این فیلم نقش افرینی می کنه!قرار بوده تام کروز این نقش رو بازی کنه اما با تغییر تصمیم کارگردان و تهیه کننده تغیراتی در فیلم نامه داده میشه و نقش برای یک زن بازنویسی میشه تا انجلینا ایفاگر این نقش باشد.

          

و روز خرید زهارا و شیلو با برد

     

        

عینک شیلو

       

و این هم مصاحبه انجلینا که مربوط به دسامبر ۲۰۰۸ و گفت و گوی انجلینا با مجله ELLE است(بعدا براتون مصاحبه کیرسمس ۲۰۰۹ انجلینا با مجله BAZAR رو هم می ذارم)

-اولین سوالم همون مهم ترین سوالمه.جریان افسردگیت چی بود؟

*"من روزهای بدی رو گذروندم.تمام روز تو تختم بودم و بیشتر روز رو هم خواب بودم.تقریبا از وقتی شروع شد که ناکس و ویوین چهار هفته داشتن.ناراحتی بچه ها خیلی بیشتر ناراحتم میکرد.گاهی مدو میدیدم که از کنار در منو نگاه میکنه ولی تو نمیاد و میره یا شیلو که بیشتر روز می امد کنار من دراز می کشید.این کارش ناراحتم میکرد.به نظرم این باعث از دست دادن شادابیش میشد.به هر شکلی سعی می کردم متقاعدش کنم که از پیشم بره.مثلا ازش می خواستم بره کارتون بیبینه و برای من تعریف کنه.اما شیلوخیلی زود بعد از رفتنش برمی گشت.ازش می خواستم بره بازی کنه به من می گفت تو هم بیا و وقتی می گفتم الان نمی تونم بغض می کرد و گاهی گریه میکرد.هیچ چیز به اندازه گریه بچه ها منو ناراحت نمی کنه.همه نگران من بودن اما من به جز خودم نگران هفت نفر دیگه بودم.این باعث میشد بیشتر سخت بگذره."

 -کی مقصر بود؟ناکس و ویوین؟

*"نه.نه.در مورد بچه هام این طوری حرف نزن.افسردگی یه مساله طبیعیه که بعد از اکثر زایمان ها اتفاق می افته .جین یه شب گفت بذار امشب پیش ما بخوابن مخالفت کردم و گفت یه امشب امتحانش کن.اون ها رو برد تو اتاق خودشون و من خوابیدم.ساعت نزدیک دو بود که بیدار شدم.همیشه این ساعت گریه می کردن اما این دفعه همه جا ساکت بود. بلند شدم و نشستم اما دیدم نیستن.جاشون خالی بود.جایی که یک ماه و نیم بود جای ناکس و ویوین بود..بالشت کوچولشون بالای تخت افتاده بودو وقتی گرفتمش دستم بوی اون ها رو میداد.حالم خیلی بدتر شد با اینکه دیر وقت بود بلند شدم رفتم طرف اتاق جین.فکر کردم شاید خواب باشن و بترسونمشون اما به پشت در که رسیدم صدای گریه ناکس رو شنیدم.مثل هر شب داشت گریه میکرد.رفتم و گفتم می خوام پیش خودم بخوابن.وقتی برگشتم به اتاقمون برد بیدار شده بود بهش گفتم بچه هامون اوردم.گفت هر شش تاشون رو؟( می خندد)همیشه امادست حتی وقتی ازخواب پا شده.شوخی کرد ولی مطمئنم او هم به یادشون بوده چون اون ها هرشب هردومون رو از خواب بیدار می کنن.تمام شب ها هر بار که گریه می کنن ما رو بیدارمی کنن.وقتی پیش خودم خوابوندمشون حالم خیلی بهتر بود"

        

 -الان افسردگیت برطرف شده؟

*"اره.از اول هم گفتن یه دوره ای داره و برطرف میشه"

-زود پشت سر گذاشتیش

*"من انگیزه زیادی برای خوب شدن داشتم"

-تو دیگه خسته نمیشی؟

*"خستگی وجود داره ولی مادر بودن به من توان میده.دلیل از پا افتادن من خستگی نبود افسردگیم بود وگرنه مادر بودن همیشه به خستگی غلبه می کنه.من هیچ شکایتی از این خستگی ندارم.بیشتر از همیشه از زندگیم لذت میبرم.تازه فکرشو بکن تا چند ماه دیگه ناکس و ویوین هم شروع می کنن چهار دست و پا رفتن و من  دنبالشون"

-احساس پدرانه برد هم می تونه به خستگیش غلبه کنه؟

*"عزیزم (می خندد)وقتی خوابش میاد باید قیافشو ببینی.اره. فقط دلش می خواد بیشتر بخوابه.برد خیلی بچه هارو دوست داره.تازه دوقلوها هم براش خیلی جالبن و خیلی از دستشون می خنده.خیلی زیاد ولی خوب ما واقعا کم می خوابیم.برد صبح ها اصلا دوست نداره از بالشتش جدا بشه.واقعا دچار کم خوابی شدیم(می خندد) گاهی فقط دو یا سه ساعت می خوابیم."

-بذار از قبل تر حرف بزنیم اصلا چرا خواستی خودت بچه دار بشی مگه نمی گفتی به اندازه همه ادم ها بچه هایی هستن که به پدر و مادر و خونه احتیاج دارن؟

انجلینا می خندد:"اون ها مال قبل بود.قبل از زندگی با برد.هیچ وقت مردی مثل اون نداشتم.هیچ وقت مردی رو متل اون دوست نداشتم.وقتی عاشق یه نفر باشی می خوای اون پدر بچه تو هم باشه.عاشق این میشی که از تو و اون یه بچه باشه.نمی تونم بگم...؟اما من می خواستم.می خواستم بچه ای از خودمون داشته باشیم.هیچ وقت هیچ وقت به اندازه وقتی بارداری احساس نمی کنی یه زنی.یه همسری .بچه ای که حاصل زندگی من با کسی بود که بیشتر از همه مردهای دنیا دوستش دارم.نمی تونم توضیح بدم(می خندد)اما خواستم"

   

-دلم می خواد به افراد دیگه بپردازیم.یکی یکی.از مادوکس شروع کنم.چطور وارد زندگی تو شد؟

*"تا قبل از بازی در لاراکرافت از رنجی که مردم خیلی کشورهای اسیا تو زندگیشون میبردن خبرنداشتم. در بازدید از یک مرکز نگه داری از کودکان بی سرپست کامبوج مادوکس رو دیدم.گفتن وقتی چند روزه بوده به اینجا تحویلش دادن و حتی کسی براش فرم پر نکرده.گفتن بچه های اینجا اکثرا بیرون اقوامی دارن اما مادوکس از معدود بچه هایی است که هیچ کس رو نداره و هیچ وقت کسی به ملاقاتش نمیاد.اون موقع مد(فکر می کنه)سه یا چهار ماهش بود.چهار ماه بود.تمام فکرم شده بود پسری که هیچ کس رو نداره و خوب تصمیم گرفتم بیارمش کنار خودم زندگی کنه.وقتی به امریکا برگشتیم از همون روز مامان هرچی می تونست به من یاد داد.هیچ وقت اولین شبی رو که با مد تنها موندم یادم نمیره.شب وحشتناکی برای من بود.این اولین بار بود که با یه بچه کوچیک تنها می موندم.توی یکی از اتاق های خونه من یک نفر دیگر هم زندگی میکرد.همون شب تصمیم گرفتم مادرش باشم.صبح که از خواب بلند شدم اول از همه رفتم ببینم هنوزتو تختشه یا این یه خواب بوده.اون تو اتاقش بود و همه چیز شروع شد."

-زاهارا.ناگهانی تر از مادوکس بود

*"اره.یکدفعه پیش اومد.دختر پنج ماهه ای که پدر و مادرش در اثر ایدز مرده بودند .اون موقع اینو شنیدم. خودش در اثر سوء تغذیه تو بیمارستان بود.خیلی غم انگیز بود.خیلی.همونجا خواستم کمکش کنم و زاهارا هم اومد پیش من.این بچه ها واقعا به محبت نیاز دارن.زاهارا ضعیف بود.مریض بود خیلی به کمک احتیاج داشت.زاهارا یکی از هزاران بچه ای بود که به کمک نیاز داشت.هیچ کدوم از بچه های افریقا برای من با زاهارا فرقی ندارن.زاهارا یکی از اون هاست.توان من همین بوده.خیلی به بقیه اون ها فکر می کنم.به تمام زاهاراها.امیدوارم بقیه ادم ها با مهربونیشون تو خونه هاشون جاشون بدن"

-پاکس تین سومین فرزند خونده تو اون هم بعد از تولد شیلو؟

*"این دفعه فرق میکرد.با برد تصمیم گرفتیم وبه ویتنام رفتم تا با خودم بیارمش.از طریق اینترنت دیده بودیمش و همه مراحل انجام شده بود.پاکس هم دو تا پرستار داشت.باید خیلی چیزها رو بهش یاد میدادن.اون با مد و زاهارا فرق میکرد.بزرگتر بود و خوب زمان بیشتری نیاز داشت.جنگ جو بود و مسئولیت ها براش تعریف نشده بودن وباید اون ها رو یاد می گرفت.خوشحالم که این اتفاق افتاد و اون پسری شد که باید.این هم خیلی خوبه که مد و پاکس هردو اسیایی هستن.این برای خودشون خیلی خوبه."

        

-شیلو.تولدش تو نامیبیا این ریسک نبود؟

*"هرچند یه بیمارستان کوچیک تو یه شهر خیلی کوچیک بود اما پرسنل خوبی داشت.تازه پزشک اصلی من همان پزشکم در امریکا بود که ما رو همراهی میکرد.نه همه چیز حساب شده بود"

-و یه اسم جدید

*"وقتی بچه بودم و مادرم داشت کتاب مقدس رو می خوند اونو شنیدم.شیلو یک کلمه از کتاب مقدسه به معنی محبوب مقدس.این توی ذهنم باقی موند و اون زمان از برد پرسیدم نظرش چیه اگر صاحب دختر شدیم اسمش رو شیلو بگذاریم.برد خیلی خوشش اومد.اکثر مردم نمی دونن شیلو معنی خاصی داره و فکر می کنن فقط اسمه.حتی بیشتر اعضای خانواده هامون هم معنی اسمش رو از ما پرسیدن.من معنیشو خیلی دوست دارم.محبوب مقدس.دختر من محبوب مقدس منه"

-این طور گفته میشه که شما اولین کسانی بودید که این اسم رو انتخاب کردید

*"سایت اداره ثبت امریکا شیلو ما رو به عنوان اولین نفر با نام شیلو معرفی میکنه.البته تا الان حدود 39 نفر دیگر هم این اسم رو برای دختراشون گذاشتن.همه اون ها بعد از شیلو ما به دنیا اومدن"

-پس پیگیر اخبارش تو سایت هم هستی؟

می خندد:" اره"

-قبل از اینکه به بچه های دیگه بپردازیم اینو دوست دارم بدونم الان که مدتی از تولد ناکس و ویوین می گذره و حضورشون عادی شده شیلو از خودش حسادت نشون نداده؟

*"به هیچ وجه.شیلو چون میبینه دارن بزرگتر میشن مشتاق تر هم میشه.واقعا از داشتنشون ذوق زدست.همین یه مدت پیش جولی براش یه عروسک خرید که یکی مثل اون داشت فقط لباس هاش فرق میکرد.شیلو حتی بازشم نکرد و گذاشت تو اتاقش.وقتی دیدم چند روز همون طور مونده ازش پرسیدم چرا با اون بازی نمی کنی بهم گفت اونو نگه می دارم وقتی ویوین بزرگ شد بدم بهش با هم بازی کنیم.فکرش برام جالب بود.اینکه به بازی با خواهرش فکر میکنه و عروسک نو رو برای اون میذاره.جالب تر از اون اینکه گفت یکی دیگه هم باید بخریم ناکس هم داشته باشه.خیلی دوست دارم که بهشون فکر میکنه و دوستشون داره.یا یه بار دیگه من و برد رو حسابی با افکار خودش مشغول کرد.ما بیچاره شدیم تا اتاقش رو اون طور که میگه با خونه سازی هاش سه قسمت کنیم.بعد ازش پرسیدیم حالا چی بازی کنیم.گفت این برای شما نیست.این خونه منه این خونه ناکس این خونه ویوین.بعدا با هم بازی کنیم.بعد از چند روز به زور اینکه قول دادیم هروقت خواست دوباره براش اون ها رو میسازیم گذاشت اتاقشو جمع کنم."

           

 -خوب از ناکس می پرسم

*"نه.چطور دلت میاد.در مورد ناکس و ویوین با هم حرف میزنم.سرحال و سالم .حسابی دارن بزرگ میشن.قبلا یه دفتر درست کرده بودم که تا یک سالگی شیلو می نوشتم هر ماه چه وزنی داشته.الان برای ناکس و ویو یه دفتر دارم و این ها رو با هم مقایسه میکنم.خیلی جالبه به جز ماه اول در بقیه ماه ها تا اینجا هرسه تاشون کاملا شبیه هم بودن.(مکث)کارهاشون خیلی جالبه.تو رفتارهاشون از ظاهرشون بیشتر شبیه هم هستن.گاهی انگار دارن ادای هم رو در میارن.برد صبح ها میگه کاش می تونستیم یه کم بیشتر بخوابیم  شب ها دست از سر ناکس و ویو بر نمیداره.انقدر سربه سرشون میذاره و با هاشون بازی میکنه تا یه وقتا من میگم عزیزم نمی خوابی؟(می خندد)"

-خوب اخرین نفری که مونده. برد پیت.

انجلینا سرشو پایین می اندازه و چند ثانیه فکر میکنه بعد میگه:"نمی دونم چی می تونم بگم.اگر بخوام زندگی ام رو تقسیم کنم از زمان ورودش به زندگیم این کار رو میکنم.جولی قبل خوشبخت نبود این جولی خوشبخته.ورودش به زندگیم یه اتفاق خیلی خوب بود و به دنبالش اتفاق های خوب دیگه.اگه نبود هیچ وقت هیچ چیز به این خوبی نمیشد.خوشحالم مردی رو دارم که خیلی ها ارزوی داشتن مثل اون رو دارن"

-راستی مگه نگفته بودی  دیگه ازواج نمی کنی؟

انجلینا:"گفته بودم دیگه هیچ وقت ازدواج نمی کنم.به نظرم مسخره و چرند بود.من نتونسته بودم عشقو باور کنم.به نظرم وجود نداشت تا برد رو دیدم.با همه مردهایی که دیده بودم  فرق میکرد.به طرفش کشیده شدم.حتما می خوای می پرسی چرا؟من برد پیت بازیگر اون کسی که همه میبینن رو ندیدم.داشتم بهترین مرد زندگیم رو میدیدم.بهترین پدر دنیا.بهترین همسر.چیزی که تو زندگیم بهم ثابت شد.همیشه دوست داشتم یه همچین کسی رو داشته باشم و بچه هام چنین پدری داشته باشن.پدری که دوستشون داشته باشه وبهشون توجه کنه.براشون اهمیت قائل بشه.میدونه با بچه ها چطور رفتار کنه و در تربیتشون تدبیر زیادی داره.اون پدر خیلی بزرگیه."

 

ضمیمه:براي roud عزيزم

برد اواسط سال ۲۰۰۷ بود كه يك جمله خيلي ريز رو ساعد راستش خالكوبي كرد و اواخر ۲۰۰۸ بود كه طرح كلي صليب و نقش فردي بر صليب رو درست زير اولي تتو كرد.اين تتو اخري از زواياي مختلف به اشكال مختلفي ديده ميشه و خيلي پرهزينه بوده براي برد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط سحر  | 

همیشه همین طوره٬بعد از یه مراسم بزرگ یه سکوت یه توقف.خصوصا اگر اینکه اون مراسم ٬مراسم اکادمی باشه که یه جورایی سال تحویل سینماییه!

فعلا دور دور حاشیه ها و پرداختن به حدس و گمان هاست.اینکه در مراسم اکادمی جنیفر و مارک انتونی نیومدن یعنی٬اینکه٬اینکه٬...و کلی از این حرف ها.فعلا از برد و انجی هم خبری نیست جز حضور در یک تئاتر کودکان با فرزندانشون که عکس هاشو پایین تر گذاشتم

فکر کردم شاید زمان مناسبی باشه که بریم سراغ مصاحبه ها.اول یه مصاحبه نسبتا جدید(نوامبر ۲۰۰۸)از برد پیت.این گفت و گوی برد با مجله TIME است.بدون کم و کسر و ممیزی ترجمه کردم و حالا پیش روی شماست:

       

-خیلی غافل گیرم کردی.دلیل خاصی داشت که قبول کردی؟

*"نه.همین طوری .من با قانونی که پدرم تو 13 سالگیم بهم یاد داد زندگی می کنم.تو یه بازی بیسبال مهم که من کاپیتان تیم بودم و بچه ها خیلی بد بازی می کردن واقعا عصبی شده بودم.خیلی عصبانی بودم و فریاد میزدم.تایم اول استراحت پدرم اومد و بهم گفت تو داری از بازی لذت می بری؟اگر ببرید از بازی لذت بردی؟گفتم نه و بهم گفت پس چرا انجامش میدی؟این قانون زندگی منه.کاری رو که دوست دارم انجام میدم"

-در سینما از گذشته کم کارتر شدی و به تهیه کنندگی روی اوردی.تو تهیه کنندگی رو به بازیگری ترجیح میدی؟

*"نه.به هیچ وجه ولی وقت کمتر میگیره و اجازه میده به کارهای مهم تری برسم.من به اندازه کافی تمام وقتم رو به سینما اختصاص دادم"

-پس الان فکر می کنی به خاطر بازی زیان کردی؟

*"نه.دیگه عجله ندارم.سعی می کنم منطقی تر و متعادل تر عمل کنم.اون موقع مثلا فکر کردم بلایی سر هالیوود میاد اگر برد پیت نداشته باشه؟خیلی مهم بود اگه بدون برد پیت می موند؟"

           

-به نظر من که بدون تغییر هم نبود.الان که سال هاست یک هالیوودی هستی سخت میشه هالیوود  رو بدون برد پیت تصور کرد.بدون بازی ها و چهره ای که خیلی از مردم معتقد از زیباترین چهره های هالیووده.

*"ممنونم ازت ولی جوابت منطقی نیست.روزی که بمیرم برای هالیوود اتفاقی میفته؟نه هیچ اتفاقی.خیلی ها مردن اما هالیوود داره ادامه میده.تازه چهره ای که تو میگی تا کی همون طور میمونه؟الان مثل سابق نیست و در اینده مثل حالا هم نیست"

-رابرت دنیرو معتقده تو هر روز جذاب تر میشی؟

برد:"من نیومدم راجع به قیافم با تو بحث کنم.دارم میگم سینما به من و من به سینما هیچ کدوم به هم احتیاجی نداریم.کنار هم بودنمون به خاطر علاقه است و این علاقه باید کنترل بشه"

-پس تو هنوز بازیگری رو دوست داری؟

*"معلومه که این طوره.اما خوب همون طوری که به سینما توجه می کنم باید به چیزهای خیلی مهم تری که تو زندگیم وجود داره هم توجه کنم."

-دلم می خواد یه چیزی ازت بپرسم.سوالی که تا حالا ازت نپرسیدن و بی جواب مونده.تو واقعا به خاطر جولی از جنیفر جدا شدی؟

*"این حرف مسخره ست.ما مدت ها بود از هم جدا شده بودیم.حلقه هامون رو هم به هم برگردونده بودیم.چند ماه قبل از اقا و خانوم اسمیت.انجلینا فقط به من کمک کرد.من خیلی ناراحت و به هم ریخته بودم و انجلینا تنها کسی بود که تونست کمکم کنه.من و انجلینا زمانی که ما منتظر حکم طلاقمون بودیم با هم اشنا شدیم."

                 

-یه سوال دیگه.انجلینا رو به جنیفر ترجیح میدی یا فقط ناجی تو بوده

*"جنیفر زن بی نظیر و کاملی بود.گران بها و منحصر به فرد.حالا همه چیز تموم شده .این از شرایط زندگیه.انجلینا همسرمن٬ عشق من و مادر بچه های منه.احترام زیادی برای جنیفر قائلم ولی انجلینا دوست داشتنی ترین زن زندگی منه. انجلینا برای من یه معشوق واقعیه.بوده و هست."

به تازگی روزهای اول؟

*"نه.خیلی تازه تر.اون موقع مادر بچه ها من نبود.الان مادر بچه های من هم هست."

-بچه های شما چه دینی دارن؟تو دوست داری چه دینی داشته باشن؟

*"مد بوداییه.پاکس ارتدوکس.زهارا مسلمان و شیلو و ناکس و ویو کاتولیک"

-قرار نیست تغییری در دین مادوکس و پاکس و زهارا به وجود بیاد؟

*"نه ما که نمی تونیم به جای اون تصمیم گیری کنیم."

        

مصاحبه خیلی طولانیی بود٬فعلا تا همین جاهاش بسه اگر کسی حتما بقیشو می خواست خوب بهم بگه...تو پست بعدی یه مصاحبه از انجلینا می ذارم

حالا بپردازیم به چند تا از این خرده خبرها:

برد و انجلینا که با مادوکس و پاکس و زهارا و شیلو به دیدن تئاتر کودکان رفته بودند

       

         

بردکه برای شرکت در جشن تولد فرانک گری به لس انجلس برگشته

         

        

اینم دو تا عکس جدید انجی که قراره تا چند روز دیگه فیلم برداری کار جدیدش رو شروع کنه

            

           

ضمیمه:۱.برای فاطمه جون که درباره این مسائلی که بعد از برگزاری اکادمی مطرح شده سوال کرده بود.مثل همیشه پرداختن به مثلث عشقی برد انجی جنیفر انیستون و به نظر این وسط از لبخند جنیفر دارن خیلی بهره برداری می کنن.شاید به خاطر اینکه توقع داشتن برد و جنیفر هم مثل تام کروز و نیکول کیدمن با هم روبه رو بشن و بیان عکس العمل ها رو تحلیل کنن ولی چون این نشد اون لبخنده نظر حواشی پردازها رو جلب کرده.چون جنیفر روی فرش قرمز نیومد و برد و انجی هم در پارتی شب شرکت نکردند این سه نفر اصلا با هم روبه رو نشدن٬فعلا همه بحث ها درباره اینکه اون لبخند جنیفر فقط برای برد بوده نه برد و انجلینا....

           

            

 ۲.و درباره مصاحبه جنیفر پرسیده بودی٬جنیفر درباره خودش حرف زده.درباره جدایی شون گفته"داستان ازدواج و زندگی و جدایی من و برد هم داستانی بود مثل داستان زندگی بقیه ادم ها"

۳.جناب سام که خوب چون به نظر پیغام هایی که تو وبت گذاشتم رو ندیدی همینجا میگم ممنون که خبر دادی.اون طرف ها اب و هوا چطوره؟تهران که حسابی قاطی کرده.چند روز گرمه و بعد دوباره سرد میشه!

۴.اینم یه خطابه از خودمه به برخی دوستان!

از دوست هایی که ادرس وبلاگشون رو دارم که با خبرم ولی شما دوستانی که وبلاگ یا پست الکترونیکی ندارید بابا هر سه چهار ماه یه بار یه خبری از خودتون به ما هم بدید٬من که دستم به شما نمی رسه.کیانا و ازی جون و فاطمه عزیز که می دونم هستن.    

شیرین خانوم و  ROUD عزیزم کجان؟هستین هنوز؟

اقا شهاب و ایمان شما چطور؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط سحر  | 

 هشتاد و یکمین مراسم اکادمی علوم و هنرهای سینمایی موسوم به اسکار که مهم ترین جایزه سینمایی جهان محسوب می شود در سالن باشکوه کداک در بلوار هالیوود لس انجلس برگزار شد.برگزارکنندگان تمام تلاش خود را برای برگزاری یک مراسم با شکوه انجام دادند و با توجه به گزارشات هواشناسی محوطه سرپوشیده ای را همانند سال گذشته در ضلع غربی سالن  اماده کرده بودند تا در صورت بارش باران فرش قرمز معروف و مهمانان معروف ترش زیر باران خیس نشوند و افتضاح ترافیک چترها چون مراسم بافتا انگلستان پیش نیاید

 مراسم فرش قرمز ان هم فرش قرمز مراسم اسکار که یکی از محل های نمایش مهم برای نمایش اخرین مد لباس مو و جواهرات است که در فضای باز اطراف سالن کداک برگزار شد.

برد و انجلینا با قدم گذاشتن روی فرش قرمز تمام گمانه زنی های چند وقت اخیر را نقش بر اب کردند.پیش بینی می شد انجلینا لباس روشنی بر تن داشته باشد اما انجلینا به عادت سابق خود با یک لباس مشکی قدم روی فرش قرمز گذاشت.این اولین بار بود که برد و انجلینا در مراسم اسکار در کنار هم شرکت می کردند.جالب اینجا بود که برد در اولین گفت و گویش با خبرنگاران گفت چشم داشت و امیدی به اسکار امسال ندارد.انجلینا هم که دیگر هرجا می رود اول باید شایعه بارداریش را تکذیب کند و طبق معمول چند بار این شایعه را تکذیب کرد.

                            

        

                  

برد و انجلینا با هر کسی که روی فرش قرمز روبه رو شدند گپ زدند.البته اگر با جنیفر انیستون برخورد می کردند قطعا گفت و گوی جالبی میشد اما این اتفاق نیفتاد.

                  

                   

            

             

 

جنیفر انیستون که همان طور که گفته میشد با دوست کنونی اش جان مایر که نه سالی از جین کوچکتر است در مراسم شرکت کرد.جنیفر و جان روی فرش قرمز نرفتند و از محوطه جنوبی خود را به سالن رساندند.جنیفر در بخش اهدای جوایز و عکس یادگاری مثل همیشه پر شیطنت بود.جان هم همان طور که از قبل گفته بود به خاطر حضور در اولین مراسم اکادمیش حسابی هیجان زده بود.

                                     

این دخترک اسپانیایی حسابی سرحال بود و گویی امید زیادی به برنده شدن داشت چون حضورش کاملا متفاوت با حضورش در اسکار ۲۰۰۸ بود که در ان هم از نامزدهای اسکار بود.پنه لوپه در یکی از گفت و گوهایش روی فرش قرمز از پدر و مادرش تشکر کرد و گفت لزومی نمی بیند تنها در صورت دریافت اسکار از ان ها یاد کند.پنه لوپه درگیر شدن در ماجرای عشق و عاشقی را هم به کلی تکذیب کرد و تاکید کرد کاملا مجرد است.

           

                                     

باید به جرات گفت کیت وینسلت که به همراه همسرش سام مندس در مراسم شرکت کرد پر امید ترین زن اسکار ۲۰۰۹ بود.کیت از همان نخستین لحظه های ورود به محوطه کاملا هیجان زده بود و تا می توانست روی فرش قرمز با همه عکس یادگاری انداخت

                  

                                      

                  

ترجی هسون که نامزد بهترین بازیگر مکمل برای فیلم حکایت نادر بنیامین بوتون بود هم خیلی سرحال به نظر می رسید.ترجی اعتراف کرد که روزی که بتواند اسکار بگیرد بزرگ ترین ارزوی زندگیش براورده شده است.

            

هایدی کلوم و همسرش سیل.من که اسکار سال های اخیر رو بدون هایدی به یاد نمیارم.هایدی مثل سال گذشته لباس قرمز رنگی به تن داشت که با توجه به شباهت این لباس به لباسی که در مراسم اکادمی سال گذشته پوشیده بود هایدی در انتخاب این لباس حسابی بد سلیقگی کرده بود.

      

مریل استریپ مثل همیشه موقر و در کنار دخترش لوئیزا قدم روی فرش قرمز گذاشت.قطعا نتیجه اسکار کم ترین اهمیت را برای مریل داشت که برای پانزدهمین بار به عنوان نامزد اسکار در این مراسم حاضر شده بود.

       

                                      

بیانسه که این روزها به شدت درباره احتمال بارداری اش صحبت می شود به تنهایی در مراسم حاضر شد.

               

                     

اگر قرار باشه با انصاف در باره ان صحبت کرد باید گفت اگرچه با اثری کاملا تجاری(پرنسس دیارز۱ و ۲)به شهرت رسید اما در این چند سال اخیر توانسته توانایی هایش را نشان دهد و کاملا شایسته نامزدی اسکار بود.

           

                 

شون پن در کنار همسرش.شون از مردان پر امید اسکار بود...

         

 اگر بخوام نوشتن درباره فرش قرمز اسکار را ادامه بدم باید حالا حالاها ادامه بدم برای همین فکر کنم بهتر باشه همین جا دیگه تمومش کنم

 

بریم سراغ وقتی که مهمانان به سالن رسیدند.هیو جک من اجرای مراسم اسکار را برعهده داشت.یه تغییری رخ داده بود و اون هم این بود که نحوه اهدای جوایز بازیگران در این مراسم تغییر کرده بود و برای هر رشته پنج برنده سال‌های قبل حضور پیدا می‌کردند و هر کدام از برندگان سال‌های قبل به یکی از نامزدان ادای احترام می‌کرد.

اهدای جوایز مثل بیست سال اخیر با تغییری که اکادمی از سال ۱۹۸۹ در نحوه اهدای جوایز اعمال کرد برگزار شد.اکادمی در سال ۱۹۸۹ اعلام کرد با توجه به اینکه اسکار بازنده ای ندارد از این پس به جای جمله The Winneis (برنده هست)که وقتی می خواستند اسمی را از پاکت در اورند به کار می بردند باید از جمله دیگری استفاده شود و دیگر سال هاست که از جمله اشنای  The Oscar Goes to (اسکار می رسد به)استفاده می شود.

بهترین فیلم

                                                    ...   The Oscar Goes to

میلیونر زاغه نشین(میلیونر محله سگی)در این بخش موفق به کسب اسکار شد و حکایت نادر بنیامین بوتون ناکام موند.

بهترین بازیگر زن

                                                    ...   The Oscar Goes to

 جایزه بهترین بازیگر زن به خاطر فیلم کتاب خوان به کیت وینسلت اهدا شد.کیت مثل زمانی که برای دریافت گلدن گلوب روی صحنه رفت حسابی هیجان از خودش نشون داد.البته اگر از بعضی از حرکاتش فاکتور می گرفت طبیعی تر بود.به هر حال کیت که برای کسب اسکار شایستگی کامل داشت این جایزه رو دریافت کرد تا سال رویاییش تکمیل بشه.کیت امسال اکثر جوایز ارزشمند رو تصاحب کرد.

  

               

بهترین بازیگر مرد

                                                   ...   The Oscar Goes to

شون پن مرد اسکاری امسال بود.واقعا باعث خوشحالی بود .شون در شیر فوق العاده بود.شیر فیلمی که شون به خاطرش اسکار گرفت یه فیلم سیاسی بود.همون طوری که شون یه ادم کاملا سیاسیه و بعد از کسب اسکار یه سخنرانی سیاسی کرد

                                

                

بهترین بازیگر زن مکمل

                                                  ...   The Oscar Goes to

پنه لوپه کروز.خیلی خوشحال شدم.خیلی خیلی.پنه لوپه هنگام دریافت جایزه گفت:کسی تا به حال این‌جا غش کرده؟ چون‌که شاید من اولینش باشم. ممنون وودی که برای همچین شخصیت زیبایی بهم اعتماد کردی. ممنون به خاطر تمام شخصیت‌های فوق‌العاده زنی که توی این سال‌ها نوشتی.

                                        

             

این متن های تشکر امیز موقع دریافت جایزه هم واقعا برای خودش داستانی شده.بعضی وقت ها فردی که به صحنه می رود از همه تشکر می کند به جز برادران لویر مخترعین سینما.دیگه از هر کسی می تونند تشکر می کنند.بعضی سخنرانی های تشکر امیز امسال خیلی بامزه بودند.

اسکار بهترین بازیگر مرد مکمل هم به هیت لیجر اهدا شد.حدود ۱۳ ماه بعد از مرگش.اسکار هیت رو پدرش در حالی که دختر سه ساله هیت هم کنارش بود دریافت کرد و حسابی از مسئولان اکادمی تشکر کرد.

یه سر هم بزنیم به امار و ارقام ۸۰ دوره گذشته اسکار و بعضی امار جالب توجه:

*رکورد داران بهترین فیلم و بازیگر زن و مرد فاصله ای عجیب با سایرین دارند.مریل استریپ رکورد دار اسکار بین زنان ۱۵ بار نامزد اسکار شده که توانسته  ۲ بار این جایزه را تصاحب کند.در بین مردان جک نیکلسون رکورد دار است که ۱۲ بار نامزد شده و سه بار اسکار رو تصاحب کرده.در باره فیلم ها باید از سه فیلم نام برد که به صورت مشترک در رتبه اول قرار دارند.۱.فیلم بر باد رفته که اقتباسی از رمان استثنایی بر باد رفته بود و در سال ۱۹۴۰ یازده اسکار را برای سازندگانش به همراه داشت.۲.فیلم بن هور محصول ۱۹۶۰ که این فیلم هم ۱۱ اسکار از ۱۲ اسکاری که برای ان نامزد شده بود را تصاحب کرد.۳.سومین فیلم نیازی به معرفی و تبلیغ نداره.اگر در یک کشتی تفریحی زیبا جیمز کامرون و لئوناردو دیکاپریو رو کنار هم بگذارید و برای تکمیل کار کیت وینسلت رو هم به این جمع اضافه کنید با یک بودجه نجومی محصول اثر ماندگار کشتی تایتانیک است. فروش بی سابقه و ۱۱ اسکار در سال ۱۹۹۸ اوج کار این کشتی اقیانوس پیما بود که در اولین سفرش به اعماق دریا فرو رفت.

                  

                     (وینسلت نتونست برای تایتانیک اسکار بگیره اما عجیب تر این بود که دیکاپریو حتی بین نامزدها هم نبود)

*شاید بزرگ ترین ناکام اسکار الفرد هیچکاک باشد که هرگز معلوم نشد چرا حتی یک اسکار افتخاری هم به او اهدا نشد.

*چارلی چاپلین هم مغلوب نامهربانی اسکار شد و تنها دو اسکار افتخاری و یک اسکار به خاطر بهترین موسیقی متن گرفت.

*از اتفاقات به یاد ماندنی اسکار این است که در سال ۱۹۸۵ فیلم استیون اسپیلبرگ  رنگ ارغوانی نامزد ۱۱ رشته اسکار شد و در مقابل چشمان حیرت زده همگان با دست خالی این فیلم مراسم اسکار را ترک کرد

*شاید فقط یک نفر باشد که از اسکار گرفتن خسته شده باشد و ان والت دیسنی خالق کمپانی انیمیشن سازی معروف والت دیسنی است که در طول حیاتش ۶۴ بار نامزد اسکار شد و ۲۶ بار برای دریافت ان روی صحنه رفت.

 

 

 

ضمیمه: برای ازی جونم که پرسیده بودی درباره چیزی که نیکول کیدمن درباره انجلینا و انتونی هاپکینز درباره برد گفت.وقتی هاپکینز داشت درباره برد صحبت می کرد انقدر تو خونه ما سر وصدا کردن که من فقط اینو شنیدم که هاپکینز گفت"بنجامین بوتون و برد پیت همیشه باقی خواهند موند..."بقیشو نشنیدماما نیکول درباره انجلینا گفت"در بچه عوضی شما همراه داستان عدالت و درستی رو جست و جو می کنید.کسی که با قلب شکسته و دلتنگی زیاد یک بار دیگر به ما یاد اوری می کنه تداوم و قدرت عشق مادری رو.کسی که اجازه نمیده پسرش فراموش بشه.انجلینا جولی تو غیر قابل دسترس هستی!

                                    

*دوست های عزیزی که اخبار مخصوص درباره برد پیت خواسته بودن فکر کنم تو پست بعدی بتونن چیزهایی را که می خوان پیدا کنن.                      

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 8:24 بعد از ظهر  توسط سحر  |